+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۱۴ساعت ۱۰:۳۰ ق.ظ توسط آتبین محبتی |


 

·        محققان دانشگاه ماساچوست امریکا موفق به ارائه شیوه­ای ابتکاری در درمان قطعی تاسی سر شدند. به گزارش خبرگزاری سی ان ان در این روش از چسب قطره­ای برای اتصال کلاه گیس بر سر فرد کچل استفاده می­گردد!

·        پژوهشگران دانشگاه صنعتی جغتای با افزودن نانولوله­های کربنی به پلی اتیلن فوق سنگین موفق به تهیه نوع جدیدی از نانو الیاف پلیمری فوق مقاوم شدند. این الیاف که در آزمایشات اولیه نیرویی برابر با انفجار یک بمب اتم کوچک را با موفقیت تحمل کرده­اند قرار است در آخرین و سخت­ترین آزمون خود، در برابر فشار ناشی از هدفمندی یارانه­ها آزمایش شوند!

·        نامرئی کردن اجسام امکان پذیر شد! به گزارش خبرگزاری ایسنا، دانشمندان پژوهشکده رویان اقدام به طراحی سامانه­ای برای نامرئی کردن اجسام کرده­اند. گفتنی است طراحی این سامانه که چند ماه است به پایان رسیده با موفقیت بر روی حساب صندوق ذخیره ارزی آزمایش شده است. این سامانه به عنوان سوخت تنها از سوء مدیریت استفاده می­کند.

·        کارشناسان لابراتواری در کشور میانمار داروی جدیدی را کشف کردند. به گزارش واحد مرکزی خبر کارشناسان این لابراتوار با تکیه بر دوبوتامین و افزودن موادی چون زایلومتالوزین موفق به کشف این دارو شدند. با وجود این که این دارو در حال حاضر بر هیچ بیماری شناخته شده­ای تاثیر مثبت ندارد، کارشناسان این لابراتوار قول دادند به زودی بیماری مناسب با این دارو را کشف و معرفی نمایند!

·        در اتفاقی نادر یک کشاورز کرمانی نام خود را به عنوان پژوهشگر سال کشور ثبت کرد. نامبرده که دارای مدرک پست دکتری از یکی از دانشگاه­های معتبر پایتخت می­باشد با تلفیق دو نوع سم و سه نوع کود، محلولی موثر برای مقابله با آفت موسوم به آفت بادمجان بم ساخته است. در همین راستا یکی از مسئولین استان کرمان به بادمجان کاران این استان قول داد تا این سم جدید به زودی به صورت انبوه با قیمت مناسب در اختیار کشاورزان قرار گیرد.

·        درمان قطعی چاقی در خلال تور روسیه؛ به گزارش خبرنگاران بدون مرز از مسکو یک شرکت مسافری در روسیه به تازگی با وعده کاهش چشمگیر وزن مشتریان خود، با دریافت هزینه­ای اقدام به برپایی تورهای اردوگاه­های کار اجباری در سیبری می­کند. به گفته رییس شرکت کلیه مشتریانی که زنده دوران این تور را پشت سر گذاشته­اند از وضعیت کاهش وزن خود ابراز رضایت کرده­اند. 


این مطلب در اولین شماره کشوری ستون آزاد به طبع رسید.

+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۰/۰۴/۳۱ساعت ۹:۲۲ ب.ظ توسط آتبین محبتی |



مردان بدنام تاریخ از جمله مظلوم­ترین انسان­های روی زمین­اند. چرا که اکثر آن­ها معلول شرایط نامساعد جوی و  محیطی می­باشند و احدی هم جرات و جسارت بیان نکات مثبت آنان را ندارند. به عنوان مثال شاید کمتر کسی بداند مرحوم آدولف هیتلر-آزاد مردی که یک تنه در برابر تمام ارتش سرخ شرق و سیاه غرب جنگید- از بیت المال ثروتی نیندوخت، مشروب نمی­نوشید، گیاه خوار بود و زن بارگی و هرزگی در قاموسش جایی نداشت. اما صد افسوس که اکنون قلم در کف دشمنان این چهره­های تابناک و مشعشع است! جگر انسان از دیدن این حجم عظیم توهین و تخریب شرحه شرحه می­شود و گوش آدمی خون گریه می­کند! چگونه می­توان ساکت نشست و تماشا کرد که به ثمن بخس بر آبروی انسان­ها چوب حراج بزنند؟! چقدر می­توان به افسانه پروران فرصت داد تا اسب فضاحت در میدان وقاحت برانند؟! نه! هرگز راقم این سطور را با راکبان آن ستور سر سازش نیست و بر آن است تا از آدم تا زمان حاضر حق ضایع شده چهره­های تاریک تاریخ را با انوار حقیقت روشن سازد.

اندر حکایت قابیل:

شما را به خدا، کسی را تصور کنید که هیچ قوم و خویشی ندارد، نه مادر بزرگی که برایش قصه بگوید، نه خاله­ای که آش کَشکَش را بخورد، نه دختر عمه­ای که با او خاله بازی کند و نه هیچ فامیل درجه دو و سه دیگر. مفلوکی را در نظر آورید که به معنای واقعی کلمه در عدم امکانات مطلق زندگی می­کند، نه رایانه­ای دارد، نه پلی استیشنی، نه دوچرخه­ای دارد و نه صدا و سیمایی، نه کتابی، نه مدرسه­ای، نه حتی دختر همسایه­ای! نه غریبه­ای نه خودرویی، نه برقی، نه گازی، نه تلفنی، نه حتی مواد مخدری که با توسل به آن بتوان از دست این همه سیاهی موقتا فرار کرد! این­ها هیچ کدام اختراع نشده­اند، چه می­گویم؟! حتی کلمه اختراع هم هنوز اختراع نشده! حال با این شرایط بغرنج و تحت فشارهای عصبی و روانی طاقت فرسا طرف از سر غفلت و اشتباه برادر خود را کشته. کشته که کشته، جنایت که نکرده! بالاخره همه ما رفتنی هستیم، اما بگذارید کودکان معصوم کمی شیطنت کنند تا در بزرگسالی عقده­ای نشوند!

دهقانی فداکار با دستانی پینه بسته که گندم می­کاشت و استقلال درو می­کرد قربانی عدم پذیرش قربانیش شد! گریبان وجدان خود را بگیرید! آخر در اوضاع و احوالی که نه کود شیمیایی وجود دارد و نه سموم دفع آفات نباتی، نه تراکتوری هست، نه چاهی برای آب دادن و نه حتی یک بیل خشک و خالی، آن هم با این شرایط خشکسالی چه امیدی هست تا این کشاورز پابرهنه ستمدیده خرده پا، محصول گندمش طوری باشد که مقبول افتد؟

و در نهایت به تمامی این­ها اضافه کنید که پدر و مادر قابیل-که بنا به ملاحظاتی از آوردن اسمشان معذوریم- هم در بهشت فریب شیطان را خورده بودند و این پدر و مادرها چه انتظارات عجیب و توقعات فوق طاقتی دارند از فرزندانشان. از کوزه همان برون تراود که در اوست! 

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۳/۰۴ساعت ۱۲:۳۴ ق.ظ توسط آتبین محبتی |

ایرانی عاشق آزادی است. و آزادی را تو مپندار که میدانی است در میان میدان ها و نامی است در میان نام ها. نه! آزادی میدان حق است و هیچ کس را جز یاران سران فتنه راهی به سوی آن نیست.
آزادی! ما را نیز در خیل آزادگان بپذیر. ما می آییم تا بر خاک تو بوسه زنیم و آن گاه ...

شهید آتبینی

+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۹/۱۲/۱۶ساعت ۹:۳۷ ق.ظ توسط آتبین محبتی |



 غروب یکی از روزهای سرد زمستان بود. مدت­ها بود که به علت بیکاری کار روزانه دهقانان پایان یافته بود. دهقان فداکار هم دست از کار کشیده بود و به ده خود باز می­گشت. قطار شماره 666 تهران-ارومیه در حال طی کردن مسیرش بود. ناگهان دهقان فداکار دید که در قسمتی از مسیر، کوه ریزش کرده و جان مسافران قطار در خطر است. دهقان فداکار به فکر فرو رفت...

پایان اول:

دهقان فداکار فی الفور پیراهن خود را با حفظ موازین درمی­آورد و پس از اندکی تردید، به صورت خودجوش آن را به نفت آزاد چراغش آغشته می­کند. آن را بر سر چوب دستی­اش می­بندد و آتش می­زند. سپس به سوی قطار می­دود و لوکوموتیو ران را متوجه خطر می­کند. لوکوموتیو ران ترمز می­گیرد اما از آن جا که لوکوموتیو مذکور همان لوکوموتیوی است که در سال 1315 راه آهن ایران با آن افتتاح شده و هنوز بوی آن خدا نیامرز را می­دهد و به دست متخصصین جوان داخلی 13 بار اورهال*  شده، ترمزش عمل نمی­کند و سرنشینان قطار دلاورانه عروس مرگ را در آغوش می­کشند و با زندگی پست و بی­ارزش مادی خود وداع می­کنند.

پایان دوم:

دهقان فداکار با احتساب قیمت واقعی نفت، آتش زدن پیراهن خود را مقرون به صرفه نمی­بیند. از طرفی در آوردن پیراهن و داشتن پوشش نامناسب را هم به صلاح نمی­داند. لذا ترجیح می­دهد تماشاگر این حادثه دلخراش و دراماتیک باشد. اما از آن جا که دهقان فداکار انسان خودخواهی نبود، با خود فکر کرد که حیف است تنها او آن صحنه را ببیند، لذا با وجود سرمای شدید هوا، فداکارانه دست خود را به همراه گوشی از جیبش بیرون آورده و آن صحنه جانکاه را ثبت و ضبط می­کند تا دیگران هم بتوانند از موهبت دیدن چنین صحنه­ای بهره مند شوند. قطار به سنگ­ها برخورد می­کند و مسافران کشته و زخمی می­شوند. (خوانندگان تیزبین توجه دارند که عدم آگاهی سرنشینان قطار از حادثه باعث عدم اشاره ما به دلاورانه برخورد کردن آنان با مرگ بوده است که البته این مسئله چیزی از ارزش­های آنان کم نمی­کند).

در پایان، متخصصین جوان داخلی قول دادند در صورت جمع آوری قطعات قطار حادثه دیده از روی زمین، با تف آن­ها را بار دیگر به هم چسبانده و قطار را بهتر از روز اول به ناوگان راه آهن کشور اضافه کنند.

 

کلمه­ها و ترکیب­های تازه:

اورهال= حال بیش از حد دادن، به قطاری که سال­ها پیش باید از رده خارج میشده، حال دادن و آن را تا قیام قیامت استعمال کردن

 

پرسش­ها:

1-    کدام پایان بیشتر به دل شما نشست؟

2-    به نظر شما دلیل اصلی حادثه به غیر از اشتباه لوکوموتیوران چه چیزی می­تواند باشد؟

3-    به نظر شما پس از امریکا و رژیم غاصب صهیونیستی، مسئول اصلی این فاجعه چه کسانی هستند؟

4-    به نظر شما چرا مسافرین آن قطار، هواپیما را برای سفر خود انتخاب نکرده بودند؟

 

+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۹/۱۲/۰۷ساعت ۱۱:۵۵ ب.ظ توسط آتبین محبتی |

 

 

ایالات متحده امریکا کشور پهناوری است با مخازن غنی نفت، معادن لایزال زیرزمینی، تنوع آب و هوایی، نیروی عظیم انسانی و... . لکن علیرغم تبلیغات دروغین رسانه­های امپریالیستی، شهروندان امریکا جزو بدبخت­ترین مردم جهان به شمار می­آیند. از آن جا که باور کردن این حقیقت به غایت دشوار بوده و دور از ذهن می­نماید، دلایل محکم کارشناسان ما ذیلاً آمده است:

1)  امریکا کشوری جنگ زده؛ ما که خودمان در قرن قبل پس از جنگ با متفقین در دوران رژیم منحوس پهلوی –که با خروج تحقیر آمیز نیروهای اشغالگر از خاک وطن با پیروزی غرور آفرین به پایان رسید- تنها یک جنگ هشت ساله با رژیم بعثی عراق را تجربه کرده­ایم، کماکان بازسازی مناطق جنگ زده کشور پس از حدود بیست سال به پایان نرسیده و زخم­های کهنه آن بر پیکر رنجور مام میهن بر جای مانده. حال تصورش را بکنید کشوری مانند امریکا که سال­های متمادی با آلمان، ژاپن اصل(!)، کره شمالی، ویتنام، یوگوسلاوی، افغانستان، عراق و... جنگ گرم، با شوروی، چین و کوبا جنگ سرد و با اوکراین و گرجستان و ایران جنگ نرم و ولرم داشته و در حالی که اکثر قریب به اتفاق این جنگ­ها تحمیلی بوده -جنگ را به طرف مقابل تحمیل کرده!- مردم مظلوم و جنگ زده­اش چه حال و روزی می­توانند داشته باشند؟!  

2)  جرج بوش؛ حقیقتاً انسان حاضر است در حومه اسفل السافلین  با ابوجهل و ابولهب محشور شود و در حمل حطب هم به عیال ایشان کمک کند اما یک ثانیه هم فرد ابله، کودن و بی لیاقتی چون جرج بوش پسر رییس جمهورش نباشد! حال می­توانید عمق فاجعه مردم ستمدیده امریکا را درک کنید که هشت سال تمام این جرثومه حماقت را چون خاری در گلو و استخوانی در چشم تحمل کرده­اند؟!

3)  سردمداری استکبار جهانی؛ اصولاً از آن جایی که امریکا خودش مظهر و پرچمدار استکبار جهانی به شمار می­آید، دیگر استکبار مافوقی وجود ندارد تا مردم این کشور بتوانند برای حفظ ارزش­های مسیحی هم که شده به مقابله با آن برخیزند و کسب انگیزه و نیرو کنند!

4)  نبود یارانه­ها؛ حکومت غاصب و جائر امریکا سال­های سال است که حتّی یک سِنت خشک و خالی هم بابت یارانه نان و آب و انرژی به مردمش نپرداخته و به جای رسیدگی به حال نیازمندان و محرومان کشور، بخش زیادی از بودجه­ سالانه­اش را صرف کمک­های مالی به رژیم اشغالگر قدس می­کند. مردم مظلوم امریکا اساساً یارانه­ای ندارند که بخواهد نقدی باشد یا قسطی، هدفمند باشد یا بی­هدف! مثلاً در حوزه سوخت، اولاً کمبود جایگاه­های CNG چنان شدید است که حتی یک جایگاه از این دست هم وجود خارجی ندارد! ثانیاً خودروهای امریکایی همگی بسیار پر مصرف بوده و مردم این کشور برای حمایت از تولیدات داخلی مجبور به خرید و استفاده از آنان هستند. شما تصور کنید که یک خودروی امریکایی غول پیکر با باکی در حدود 70 لیتر را اگر ماهیانه چهار بار بنزین بزنند، با فرض بنزین به قرار لیتری یک دلار، می­شود 280 دلار یا به عبارتی حدوداً 280 هزار تومان وجه رایج مملکت ما! آن وقت یک کارمند ساده با حقوق متوسط ماهیانه 400 دلار، چطور شکم خود و زن و بچه و ماشینش را سیر کند؟! تازه فقط شکم مادر مرده که نیست، روغن و لاستیک و فیلتر هوا و روغن ترمز هم هست!

با این اوصاف آیا نباید سجده شکر به جای آوریم و از ایزد منان، سپاسگزار باشیم که ما را امریکایی نیافرید؟!

 

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۹/۱۱/۱۴ساعت ۱۱:۳۰ ق.ظ توسط آتبین محبتی |

 

اَشکلِ مشکلات ما این است که نه اهل کتاب مسلمان اند و نه مسلمین اهل کتاب

+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۹/۱۰/۰۵ساعت ۹:۵۸ ب.ظ توسط آتبین محبتی |

 

با شیخ شهر گوی

در گفتگوی خویشم و در جستجوی خویش
هیچ آرزوم نیست به جز آرزوی خویش
در غربتم ، سپرده به بیگانگان وطن
هنگام رجعت است زغربت به کوی خویش
عمریست بر کناره دریا نشسته ام
تا آب رفته باز رسانم به جوی خویش
آیینه وار روی به بیگانه تا به کی ؟
آیینه ای به دست کنم روبروی خویش
ما را به غمگساری خصمان امید نیست
"لا تقنطو"ی خویشم و "لا تحزنو" ی خویش
با شیخ شهر گوی که ظالم به چه فتاد
تا سنگ تجربت نزند بر سبوی خویش
نا شسته روی و پشت به محراب و بی حضور
خیز ای فقیهِ مدرسه نو کن وضوی خویش
اکنون که آبروی شریعت بریختی
برگرد سوی خانه پی آبروی خویش
ما نیز جامه های کرامت رفو کنیم
تا جامه عاریت نکنیم از عدوی خویش
شرط است کز سراب شریعت چو بگذرم
تر سازم از شراب حقیقت گلوی خویش

عبدالکریم سروش، مهرماه 88

منبع: http://gazkoh.blogfa.com/post-97.aspx

 

پ.ن: به زودی مطلبی در ارتباط با قیاس ایشان با مصطفی ملکیان خواهم نگاشت.

+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۹/۱۰/۰۳ساعت ۸:۱۴ ب.ظ توسط آتبین محبتی |

 

 

کجایید ای شهیدان خدایی
بلاجویان دشت کربلایی
کجایید ای سبک روحان عاشق
پرنده​تر ز مرغان هوایی
کجایید ای شهان آسمانی
بدانسته فلک را درگشایی
کجایید ای ز جان و جا رهیده
کسی مر عقل را گوید کجایی
کجایید ای در زندان شکسته
بداده وام داران را رهایی
کجایید ای در مخزن گشاده
کجایید ای نوای بی​نوایی
درین بحرید کین عالم کف اوست
زمانی بیش دارید آشنایی
کف دریاست صورت های عالم
زکف بگذر اگر اهل صفایی
دلم کف کرد کین نقش سخن شد
بهل نقش و به دل رو گر زمانی
برآی ای شمس تبریزی ز مشرق
که اصل اصل اصل هر ضیایی

 

دیوان شمس  مولانا

 

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۹/۰۹/۱۸ساعت ۱۰:۴۶ ب.ظ توسط آتبین محبتی |

 

در باب آزادی و دموکراسی

 

 

 

همان گونه که به خاطر داريد از شماره پيش در اين ستون نقد مباني تمدن رو به زوال غرب را آغازيديم و در باب حقوق و مزاياي مدرن نسوان قلم فرسايي نموديم. در ادامه اين مقالات روشنگرانه قصد داريم آزادي و دموکراسي را در ترازوي تحقيق وزن کرده و سستي و پوچي آن را اثبات نماييم.

اي مخاطبان آزاد انديش ستون آزاد! بينما و بين الله انصاف بدهيد، آيا مراد گويندگان و مبلغان واژه­هاي منحوس آزادي و دموکراسي چيزي جز اخذ مجوز قانوني براي بسط اباحه­گري و هرهري مذهبي و دامن زدن به فسق و فجور و فساد است؟! آيا استعمال کنندگان اين واژگان منحوسه قصدي جز تاراج و تباهي مواريث کشورهاي جهان سومي را دارند؟! آيا اين واژگان پليدي که در ظاهري آراسته و بسته­هاي فاخر و پر زرق و برق به عوام الناس عرضه مي­شود کارکردي جز خر کردن و استحمار آنان و بستر سازي براي چپاول هر چه بيشتر حقوقشان دارد؟! 

انصاف بدهيد، آيا کساني که در تصميمات پيش پا افتاده و روزمره خود چون خري در گل مانده­اند و قدرت تميز هرّ را از برّ ندارند بايد راي بدهند؟! آيا بنده حقير فقير که سال­هاست به درجه استادي رسيده­ام و آن شهروند محترمِ معتادِ مافنگيِ شيره­ايِ بيمارِ مجرم  هر دو بايد يک راي داشته باشيم؟! آيا اين اوج بلاهت و سفاهت و حماقت و کانايي نيست؟!

پارادوکس­هاي آزادي و دموکراسي؛

براي اين که نقدمان رنگ و بوي روشنفکري هم بگيرد و فردا روزي نگويند مردک بي­شعور در نقد آزادي فقط فحش­هاي چارواداري داد، عرض مي­کنم اساساً آزادي-بما هو آزادي- امکان تحقق ندارد که بعد بخواهيم سر بودن و نبودنش بر سر هم بکوبيم و جامه و دستار بدريم! آزادي يعني آزاد بودن از هر قيد و بندي، ولي مگر نه اين که  همين جمله خود قيدي خواهد بود بر آزادي؟! و آزادي مقيد شده ديگر آزادي نخواهد بود! آري، آزادي را از قيد آزادي، آزادي نيست! به علاوه آنچه در دموکراسي محقق مي­شود ديکتاتوري اکثريت است و اساساً اين سوال پيش مي­آيد که اگر واقعاً چنين است-که هست- چرا ديکتاتوري اکثريت ارجح باشد بر ديکتاتوري اقليت؟!

دموکراسي­اي که در دامان خود محصولات غير استانداردي چون هيتلر، بني صدر و بوش پسر را بپروراند به درد لاي جرز هم نمي­خورد! چه خوش گفت مرحوم دکتر شريعتي در مورد امريکايي که ظهور اتمّ و اکمل آزادي و دموکراسي در زمان ماست: «آمريکا! آمريکا! اين بلاهت عظيم و توحش متمدن و بدويت مدرن و خشونت با اتيکت و غارت قانونمند و خوشبختي زشت و آزادي لَش و دموکراسي احمق و انديويدواليسم قالب ريزي شده و استاندارديزه و بالاخره همان جاهليت عرب».

 

پ.ن:

1. پيشنهاد دلسوزانه بنده به سردمداران نشريه استکباري ستون به اصطلاح آزاد اين است که تا زمان باقي است بخش دوم نامشان را اصلاح کنند!

2. اين مطلب الزاماً ديدگاه­ نويسنده نيست!

 

این مطلب در شماره آبان ماه جریده جلیله ستون آزاد به زیور طبع آراسته شد. 

+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۲۴ساعت ۴:۳۹ ب.ظ توسط آتبین محبتی |

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر