کارلوس کی روش در یک موضع گیری فوق حرفه ای اعلام کرد به دلیل پرخوری و اضافه وزن از بازیکنان پرسپولیس برای حضور در تیم ملی دعوت نمی کند! در همین راستا به بازیکنان پرسپولیس اکیدا توصیه می کنیم تا به هیچ وجه تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نشوند و جنبش سلفی روی باسکول را کلید بزنند تا «سیه روی شود هر که درو غش باشد»! ضمنا عادل هم می تواند میانگین دوندگی بازیکنان پرسپولیس را با متوسط لیگ مقایسه کند یا عکس بازیکنان این تیم را منتشر کند و خانم ها پیامک بزنند و چاق یا لاغر بودن آنها را در نظرسنجی برنامه 90 اعلام کنند! اصلا راه دوری نرویم، هیچ فردی با حفظ سمت نمی تواند هم چاق باشد هم مانکن! لذا فقط کافی است بازیکنان پرسپولیس در رختکن به چالش مانکن بپردازند و فیلم آن را منتشر کنند! گفتنی است در راستای این اتهام یکی از دستیاران کی روش که نخواست نامش فاش شود از علت لغو شدن بازی های تدارکاتی تیم ملی این گونه پرده برداشت: "بازیکنان پرسپولیس در هر سفر خارجی موقع ناهار و شام پشت دربهای مک دونالدز و KFC خیمه سنگین می زدند و تا تمام مواد غذایی آنها را تمام نمی کردند از سر سفره بلند نمی شدند! همین مساله گونه مرغ، گاو و بعضا خنزیر(!) را در برخی کشورها در آستانه انقراض قرار داده بود که با هشدار سازمان ملل مواجه شد و دیگر هیچ کشوری بازی تدارکاتی با ایران را قبول نکرد"! ضمنا یکی از طرفداران کی روش در صدا و سیما مدعی شد نقش «چاق» در سریال «چاق و لاغر» بر عهده یکی از بازیکنان سابق تیم فوتبال پرسپولیس بوده است! وزارت کشاورزی هم در اطلاعیه ای اعلام کرد مطابق آمار در صورت سقوط هواپیمای حامل بازیکنان باشگاه پرسپولیس، ایران در تولید گوشت قرمز، گندم، برنج و سایر محصولات غذایی استراتژیک خودکفا خواهد شد! سخنگوی وزارت نفت هم اعلام کرد سهمیه بازیکنان پرمصرف باطل و اسامی آنان به نهادهای مرتبط اعلام میشود تا مورد تعقیب غذایی قرار گیرند! فقط یک مشکلی که وجود دارد این است که پس بازیکنان سایر تیم ها چقدر می خورند که پرسپولیسی ها با این میزان از اضافه وزن با اختلاف فضایی در صدر جدول لیگ برتر قرار دارند؟! پاسخ به این شبهه در روزهای پیش رو بزرگترین چالش کیروش خواهد بود.
پرده اول: خبر کوتاه و تکان دهنده بود: یکی از هواداران اصفهانی استقلال، پس از گل تساوی این تیم در ورزشگاه نقش جهان درگذشت. ببینید کار استقلال به کجا رسیده که وقتی ناپلئونی و در وقت های اضافه ی وقت های تلف شده موفق می شود بازی را با تیم رده هشتمی سپاهان به تساوی بکشاند هوادار نگون بخت از فرط ناباوری سکته می کند! جالب است بدانید طبق آمار بعد از گل خداداد به استرالیا هیچ کس، تَکرار میکنم، هیچ کس سکته نکرد، آن هم در حالی که واقعا جا داشت خیل عظیمی سکته قلبی و مغزی را با هم بکنند یا لااقل سرطانی، ایدزی، چیزی در همین مایه ها بگیرند! بیننا و بین الله خون این فرد بر گردن تیم استقلال است! لذا بدین وسیله به مدیرعامل این باشگاه توصیه میشود هر چه سریعتر باشگاه خود را بیمه شخص ثالث کند!
پرده دوم: خبر کوتاه و تکان دهنده بود: سید مهدی رحمتی برای اولین بار از سال 1390 در ترکیب اصلی استقلال قرار نگرفت و 90 دقیقه روی نیمکت نشست! متاسفانه برخی از دشمنان استقلال تلاش می کنند تا با القای این مطلب که بین رحمتی و علیمنصور شکراب شده بر اختلافات داخلی دامن بزنند. لذا در راستای تنویر افکار عمومی در این قسمت قصد داریم به واکاوی دلایل واقعی این نیمکت نشینی بپردازیم. احتمال اول: دل پیچه ای که پیش از بازی با نفت آغاز شده بود همچنان ادامه دارد. پزشک تیم هم باید مراقب باشد که این دل پیچه به سرش نزند وگرنه می شود سرگیجه! احتمال دوم: آدم مگر چقدر می تواند 90 دقیقه سر پا بایستد؟ شما حساب خستگی را نمی کنید؟! خب طفلک بعد از این همه بازی نیاز به جایی برای نشستن داشت و چه جایی بهتر و امن تر از نیمکت؟ نکته: بعضی افراد ممکن است شیطنت کنند و بگویند رحمتی دیگر فیکس نیست. در جواب عرض میکنم چرا اتفاقا فیکس است البته فیکسِ ذخیره ها! احتمال سوم: رابطه گرم و صمیمانه علیمنصور و کارلوس کیروش بر کسی پوشیده نیست به طوری که آدم مستقیم به یاد عشق های شمس و مولانا و خسرو و فرهاد می افتد! در واقع یک عشق غیر افلاطونی! طبیعی است که کی روش به خاطر خصومت شخصی که با سید بزرگوار دارد زیر آب او را نزد علیمنصور زده باشد.
چندی است که عکس پر حاشیه ای از عباس جدیدی در فضای مجازی منتشر شده و عکس العمل های شدیدی به دنبال داشته است. این عکس باعث شده افکار عمومی روی سر و گردن وی خیمه سنگین بزنند! در نتیجه آقای جدیدی آمده و به شکل عجیبی این عکس را تکذیب کرده است! ایشان در سخنانی گوهر بار اینچنین درّ افشانی کرده است: "این عکس من نیست و نمی دانم عکس چه کسی است... شاید پرستارها گرفته اند!" دوست بزرگ و بزرگوار! بنده به شما علاقمندم! نزنید این حرف ها را! اگر عکس شما نیست چطور می فرمایید شاید پرستارها گرفته باشند؟! در ثانی، حالا نمیگویم مثل جغد ولی شما دست کم مانند نگاه های عاشقلانه لئوناردو دی کاپریو به کیت وینسلت در برخی صحنه های ناب فیلم فاخر تایتانیک زل زده اید به دوربین عکاسی! بعد می فرمایید «شـــــــــاید» پرستارها گرفته باشند؟! شاید شما ما را گرفته باشید! شاید هم خرزو خان عکس را گرفته باشد! باور کنید این قدر که شما شکاک اید «رنه دکارت» شکاک نبود! شاید هم اشعار مولوی را می خوانید و به این بیت علاقه خاصی دارید:
خواجه مگو که من منم، من نه منم نه من منم گر تو تویی و من منم من نه منم نه من منم!
شاید هم قدم در وادی عرفان نهاده اید و «منیّت» خود را از بین برده اید که اگر چنین باشد باید به شما کارت «هزار آفرین» داد! یک احتمال ضعیف هم هست که ان شا الله از شما دور باشد. خاکم به دهان، شاید مبتلا به بیماری «هویت پریشی» شده اید و در آن لحظه به جای این که «عباس جدیدی» باشید مثلا «عباس قدیمی» بوده اید! احتمال بعدی «آلزایمر مصلحتی» است که با توجه به شیوع آن در بین مسئولین کشور و با عنایت به این نکته که به عنوان عضو شورای شهر تهران یک مسئول محسوب می شوید چندان دور از ذهن نیست! راستی! اصلا حواسم نبود که شما در کشتی یک آزادکار بوده اید و آزادید که دست به هر کاری بزنید و کسی هم نباید به شما خرده بگیرد! دیگران هم اگر ناراحتند که نمیتوانند بعضی کارها را انجام دهند بروند و مثل شما آزادکار شوند!
سرمربی تیم ملی فوتبال کشورمان در صفحه شخصی فیسبوکش دست به قلم شده و بیانیه ای را منتشر کرده است. از آنجا که این متن با متن اولیه ای که کی روش قصد انتشارش را داشته و به توصیه دوستان مشفق از انتشار آن صرف نظر کرده است متفاوت بوده و باز از آنجا که رسالت روزنامه وزین 90 اطلاع رسانی و شفاف سازی است، بدین وسیله متن پیشنویس اولیه نامه کی روش را به شما عزیزان تقدیم می کنیم:
بسم الله القادر الجبارین!
دوستان من! یک ضرب المثل افریقایی می گوید: دشمنانت را بسمل کن و با گوشتشان آب گوشت بار بگذار! از بومیان امریکای شمالی نیز یاد گرفته ایم که یک سوراخ کوچک در کشتی می تواند کارهای بزرگی انجام دهد و منجر به صحنه های ناب فیلم تایتانیک شود! ما باید از مردم باستان یاد بگیریم که خورشید دور زمین می چرخد و زمین روی شاخ شتر قرار دارد! ما جرات نمی کنیم و چیز نداریم یعنی جگر نداریم که تصمیمات مهم را اتخاذ کنیم! جگر باید گوسفندی باشد تا بتوانیم تصمیماتی را که نمی توانیم اتخاذ کنیم، اتخاذ کنیم!
بدون یک همسر عالی هیچ حرکت رو به جلویی اتفاق نخواهد افتاد. برای همین است که اگر همسر ما در مواقع حساس شهامت نداشته باشد، انعطاف بدنی نداشته باشد، ایمان و تمرکز نداشته باشد، تعلق خاطر و شور و انگیزه نداشته باشد، وظایفش را نشناسد و به شخص وفادار نباشد کلاه ما پس معرکه است! البته اگر ایمان نداشته باشد که باید به هلاکت برسد و به درک اسفل السافلین واصل شود یا این که وی را باید برای فراگرفتن معارف کتب عهد جدید نزد خواجه نصیرالدین طوسی فرستاد تا به راه راست منحرف شود! همه ما باید تلاش کنیم مادامی که در قایق حضور داریم تمام سوراخ هایی را که باعث عدم رضایت و بی انگیزگی میشود پر کنیم! از پیشینه من که به افریقا بازمی گردد یاد گرفتیم که هیچ کس با مارها در تختش نمی خوابد بلکه با عروس دریایی می خوابد! و بدانید که پاسخ منتقدان را نباید داد و آنها را باید دایورت کرد چرا که به قول آن شاعر افریقایی:
آن خداوندان که ره طی کرده اند گوش با بانگ سگان کی کرده اند؟!
دوستان عزیز! زمان آن رسیده که دیگر به خر و یابو و شتر و سایر جانوران فکر نکنیم و روی تیم ملی فوتبال تمرکز کنیم. هر زمان اراده کنیم می توانیم برای دیدار مار غاشیه و عقرب جراره به باغ وحش برویم.
بهترین آرزوها را برایتان دارم. فراموش نکنید که همیشه دل خجسته ای داشته باشید.
والسلام علی من التبع الهدی
کارلوس کیروش
محرم 1438
تا چند روز دیگر تیم ملی فوتبال ایران در چارچوب مقدماتی جام جهانی به مصاف ازبکستان می رود و بهترین سوال در این برهه حساس تاریخی یافتن راه هایی برای کسب موفقیت در این بازی خارج از خانه است. اولا باید خسرو معتضد به کادر فنی تیم اضافه شود و با یادآوری این نکته که ازبکستان جزو قلمرو سامانیان، غزنویان، سلجوقیان و خارزمشاهیان بوده کاری کند که بچه ها فکر کنند میزبان بازی هستند و نه میهمان. ثانیا مردم کشور باید در این زمان علایق باشگاهی را کنار بگذارند و فارغ از تیم محبوبشان یک دل و یک صدا به تشویق تیم ملی بپردازند. مثلا همین خانم تهمینه میلانی چرا باید طرفدار میلان باشد؟! مگر خودمان باشگاه با کیفیت کم داریم؟ آخر چرا باید تا این حد غربزده بود؟! نشان به آن نشان که به خاطر اشتهار برلوسکونی به زن بارگی فیلم «دو زن» را ساخت و وقتی دید دو زن هم پاسخگوی نیازهای روزافزون وی نیست فیلم «زن زیادی» را تولید و به برلوسکونی تقدیم کرد! با امید به این که در روز مسابقه «تهمینه ایرانی» را در ورزشگاه در حال تشویق تیم ملی ببینیم از این موضوع عبور میکنیم. یا آقای اصغر فرهادی به افتخار اولیور کان فیلمی می سازد به نام «درباره اُلی»! خوب مرد مومن! چه می شد به افتخار سوپر واکنش های بهزاد غلامپور در مقدماتی 94 فیلم «درباره بهی» را می ساختی؟! هنر غیر ارزشی و غیر متعهد همین است! از دنیای هنر هفتم که بیرون بیاییم می رسیم به نفرات دعوت شده به تیم ملی؛ بیننا و بین الله نفرات تیم فوتبال 5 و 7 نفره فوتبال المپیک و تیم ملی فوتسال که مقام دوم و سوم جهان را کسب کرده اند حقشان نیست به تیم ملی دعوت شوند؟چرا سعید معروف که بهترین پاسور جهان است جایی در تیم ملی ندارد؟ آیا تیم حماسه ساز قشقایی حقش نیست لااقل یک نفر در لیست تیم ملی داشته باشد؟ حماسه ای که این تیم آفرید آنقدر بزرگ بود که در جیب جا نمی شد! یا حتی دکتر میم. الف که اخیرا از شرکت در انتخابات ریاست جمهوری کناره گیری کرده. ایشان هم فرصت طلب است، هم متخصص به راه انداختن جنگ روانی و هم دارای پرونده های متعدد از فساد کارکنان رده بالای فیفا!
این فوتبال ورزش خطرناکی است! در واقع از اهم مصادیق تهاجم فرهنگی به شمار می رود! می گویید نه؟ پس در ادامه مطلب با ما همراه باشید:
1- تعداد بازیکنان یک تیم فوتبال 11 نفر است و همان طور که می دانید عدد 11 و مضارب آن مانند 22 و 33 اعداد محبوب فراماسونرهاست! نشان به آن نشان که 11 سپتامبر در 11 ام ماه اتفاق افتاد، جان اف کندی در 22 نوامبر ترور شد و آبراهام لینکلن نیز در حالی که بر روی صندلی شماره 33 نشسته بود مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به درجه رفیع هلاکت نائل آمد!
2- تا چند وقت پیش در مسابقات فوتبال به جای یک داور (توحید) سه داور داشتیم (تثلیث) و اکنون چهار داور داریم (تربیع)! صبر کنید! اخیرا دو داور را هم کنار دروازهها گذاشته اند (تسدیس)! اگر فیفا با همین دست فرمان برود تا چند وقت دیگر تعداد داورها از تعداد بازیکنان بیشتر خواهد شد! تبلیغ خزنده شرک از این واضح تر؟! این مورد چنان بدیهی است که ما ترجیح میدهیم بیش از این در این باره سخنی نگوییم. به قول شاعر: بیا کاین داوری ها را به نزد داور اندازیم!
3- فوتبال یک دین تمام! در کمال ناباوری باید اعتراف کرد که فوتبال تمامی ویژگی های یک دین را دارد: خدای فوتبال فیفاست! فعل حرام برایش تعریف شده: لمس توپ با دست! پاداش و عذاب دارد: جایزه بازیکن اخلاق، کارت زرد و قرمز، محرومیت و غیره. بهشت و جهنم دارد: قهرمان شدن و کسب جایزه، حذف، سقوط به دسته پایین تر! کتاب مقدس دارد: اساسنامه فیفا! مذاهب گوناگون نیز دارد: فوتبال علی اصغری، تیکی تاکا، توتال فوتبال و غیره! آری! این چنین است که مستکبران عالم برای مردم دین جدید می سازند!
4- ماهیت جنسی فوتبال (18+)؛ این جا یک نکته را عرض کنم که مراد بنده از «جنسی» مفهومی است که در برابر «نقدی» قرار دارد و نباید با اذهان منحرف از آن تعابیر دیگری داشت. همگان می دانند که هدف نهایی از همه ضربات به توپ نفوذ به دیگری (نفوذ به منطقه ای مقدس و ممنوع از طریق یک منفذ) است! «توپ را داخل دروازه کردن» از منظر روانکاوی فرویدی یک نوع فتح جنسی محسوب می شود. نشان به آن نشان که در جریان مسابقه نیمه نهایی جام جهانی 2014 مابین برزیل و آلمان که با برتری 7 بر1 ژرمن ها به پایان رسید یک پیام در فضای مجازی با این مضمون پیچید که «این فوتبال نیست، فیلم مستهجن است»! باز هم تاکید می کنم که منظور از «جنسی» چیزی در برابر «نقدی» است!
5- کار، کار انگلیسی هاست! اگر تمامی موارد بالا را به حساب مصرف حشیش از سوی نویسنده بگذاریم همین انگلیسی بودن فوتبال برای اعلام برائت از آن کافی است!
طی چند روز گذشته و پس از بازی تیم ملی ایران برابر قطر موجی کم سابقه علیه این تیم مظلوم و بی امتیاز گروه به راه افتاد در حد امواج طوفان نوح و سونامی ژاپن! و مزه پرانی ها و انگ هایی چون «تیم منتخب جهان» و «تیم مزدوران» و «تیم بردگان» برای توصیف تیم ملی فوتبال قطر تبدیل به لقلقه زبان و دغدغه کلان رسانه های گروهی شد تا رگ گردن میهن پرستی و ناسیونالیسم مردم باد کند. بعد نمی گویند اگر باد کرد و به سوزن خورد و منفجر شد چه کسی پاسخگو خواهد بود؟ آقا حسادت تا کجا؟! دارندگی و برازندگی! تا کور شود هر آن که نتواند دید! ما هم اگر عرضه داریم جلوی اختلاس 3000 میلیاردی و حقوق های نجومی و بذل و بخشش شهرداری و گم شدن دکل نفتی را بگیریم و با بخشی از آن پول مسی را بخریم و اسمش را بگذاریم «مسگر» تا طبیعی تر جلوه کند! بگذریم از این که ما در تیم ملی خودمان بازیکنانی داریم که اوباما در پیام های نوروزیاش از آن ها بهتر فارسی صحبت می کند! از اینها گذشته الان عصر، عصر جهان وطنی و پسامدرنیسم و شالوده شکنی و deconstruction است! آنها «شالوده شکنی» می کنند، ما حرمت شکنی می کنیم! آنها اهل «واسازی» و بر هم زدن عادات و ساختارهای کهنه و پوسیده اند ما اهل «جو سازی»! کارمان هم راندمان ندارد! با این همه جو سازی هنوز هوای تهران آلوده است و لایه اوزون سوراخ! آنها میزبان جام جهانی شده اند، آن وقت نهایت آمال و آرزوهای ما این است که تا سال 2116 میزبانی بازی های خرس وسط نونهالان غرب آسیا را مشترکا با جیبوتی دریافت کنیم! حقیقت مجسم و مجسمه حقیقت این است که دوران عرب جاهلیت گذشته و مدت های مدیدی است عصر عرب عاقلیت و عرب «اَینشتَینیّت» آغاز شده است! آخر وقتی شونصد سال پیش چهار پنج نفر آمده اند و روی نقشه جهان خطکش گذاشته اند و گفته اند اینور خط «حیدری» و آن ور خط «نعمتی» دیگر ملی گرایی کیلویی چند؟! از این گذشته، طرف عنر عنر می آید و مانند جغد به دوربین زل میزند و با لبخند ژکوند می گوید: من به فلان جایی بودنم افتخار می کنم! کسی هم نیست بگوید اُشتُر! این که در کجا به دنیا آمده ای کاملا شانسی و اتفاقی است! این کجایش افتخار دارد؟! اجازه دهید در پایان یادی کنیم از شعار مترقی و تحسین برانگیز تیم ملی فوتبال قطر: "فوتبالیست های جهان متحد شوید! شما چیزی برای از دست دادن ندارید جز موقعیت های گلتان!"
"نخواستم، نخواستی، نخواست، نخواستیم، نخواستید، نخواستند". به گیرنده های خود دست نزنید! این نقل قول از بازیکنان تیم ملی ایران در بازی برابر چین است که فعل «نخواستن» را صرف کردند! بیننا و بین الله تیم چین اصلا تیم بود؟ با یک مشت لنگ و لوک و گره گوری؟ حاشا به غیرتتان! از بازیکنان سوریه یاد بگیرید که با دست خالی موفق شدند از کره جنوبی امتیاز بگیرند. وقتی می گویم دست خالی یعنی حتی دروازه بانشان هم دستکش نداشت! این بندگان خدا به جای توپ با خمپاره 60 فوتبال بازی می کنند و در شهر حلب پیت حلبی را به عنوان تیر دروازه به کار می برند! آیا می دانید داعش استپ سینه را در سوریه ممنوع کرده است؟ از سوریه بگذریم و به بازیکنان خودی بپردازیم. سردار آزمون با این بازی «سرباز» هم نیست چه رسد به سردار! مسعود شجاعی هم که فقط بلد است دریبل ناموفق بزند. والله «دنیلسون دی الیویرا آراخو» اینقدر اقدام به دریبل زنی نمی کرد که شجاعی می کند. مسعود! دلبندم! اینقدر پلی استیشن بازی نکن و اگر وقت کردی و صلاح دانستی و مشکلی نبود و حس و حالش را داشتی پاس بدهی بد نیست. تازه اگر رو به جلو باشد کلی هم ثواب دارد! از دار دنیا یک مهاجم درست و حسابی داریم که اتفاقا از برندهای معتبر محسوب می شود آن هم فیکس ذخیره هاست. حیف Gucci نیست با این همه استعداد و توانایی و اعتبار روی نیمکت بنشیند و خاک بخورد؟ اما خوب است یادی کنیم از بهترین بازیکن تیم ملی ایران در این بازی؛ آن سلطان دنیا و دین، آن سیمرغ قاف یقین، آن گنج عالم عزلت، آن خزینه سرای دولت، آن شاه اقلیم اعظم، آن پرورده لطف و کرم، پیر وقت «محمد ادهم» (رضی الله عنه)! باز گلی به گوشه جمال این نازنین داور اردنی که پنالتی واضح سید جلال حسینی را روی مهاجم چین اعلام نکرد. خسته نباشی دلاور! خدا قوت پهلوان! درود به شرفت! خدا بهت عزت بده نازنین قهرمان! و گلبانگ تساوی به صدا درمیاد!
در کمال ناباوری باخبر شدیم که سه بازیکن تیم ملی والیبال به نامهای موسوی، معروف و محمودی در رژه کاروان کشورمان در المپیک شرکت نکردهاند! به نظر این موسویها هر جا شرایط مطابق انتظارشان پیش نرود زیر میز میزنند و فتنه میکنند! من اگر جای آقای سین. میم بودم این بازیکننما را به کهریزک میفرستادم تا آب خنک و نوشابه گرم بخورد تا متنبه شود! گرچه شواهد تاریخی نشان میدهد که نوع تغذیه و حلال و حرام بودنش تاثیری در خوب شدن انسان ندارد. به عنوان مثال پسر نوح که نان حلال خورد منحرف شد و موسی نبی که نان فرعون را خورده بود به پیامبری رسید. به قول شاعر معاصر:
او ضربه از آغاز جوانی خورده / از دست همه زخم زبانی خورده
یا رب پسر نوح حلالش را خورد / موسای پیامبر چه نانی خورده؟!
واقعا جای سوال است که چنین فردی که خانوادگی در ایجاد فتنه معروف هستند و باراک اوباما شخصا به آنها یک چمدان دلار داده و اسنادش تماما در آرشیو صدا و سیما موجود است چگونه اجازه حضور در تیم ملی را پیدا میکند؟! جالب است بدانید که رنگ پیراهن تیم ملی در لباس جدید سبز و در لباس اولیه نارنجی بوده است. موسوی که عذرش موجه است، این رنگهای مساله دار شهروندان غیر سیاسی را نیز به نافرمانی مدنی و انقلاب مخملی تشویق میکند! به راستی چه کسانی پشت پرده طراحی لباسهای تیم ملی هستند؟! اگر شرط بندی حلال بود شخصا 3000 میلیارد تومان روی طراحی مشترک اوباما و نتانیاهو شرط میبستم!
سعید معروف هم که عرق خانوادگی دارد و از هیچ کاری برای معروفتر شدن فروگذار نمیکند! کسی هم نیست به ایشان بگوید تو بدون این ژانگولر بازیها هم به اندازه کافی معروف هستی! حالا میفهمم که چرا «خان دایی جان سعید رو دوست داره قد هویج»! چیزی که خان دایی جان در خشت خام میدید دیگران در سینما 5 بعدی هم نمیدیدند! و اما نفر سوم یعنی شهرام محمودی! از آن جایی که قصد نداریم ایشان مانند دو نفر قبلی معروف شوند و با توجه به این که اولین بارشان است از این کارها میکنند و با عنایت به این آموزه اخلاقی که حفظ آبروی مومن از اوجب واجبات است فعلا در باب ایشان چیزی نمیگوییم. باشد که در خلوت خود عبرت گیرد و متنبه شود!
خروس یا عقاب؟
آلمان و فرانسه در نیمه نهایی یورو 2016 به مصاف هم خواهند رفت و در این میان پرسش اصلی طرفداران ایرانی که تیم محبوبشان حذف شده این است که از کدام تیم طرفداری کنند تا از تماشای این مسابقه که از قضا در شب جمعه هم برگزار میشود به اوج لذت (اورگاسم) فوتبالی برسند! در همین راستا دلایل ما برای طرفداری از آلمان به شرح زیر است:
1- خروس نماد فوتبال فرانسه است که نستعیذ بالله خود سمبل شهوت است! از طرفی خود فرانسویها در شهوت رانی شهره آفاقند و اصطلاح ننگین و مستهجن «بوسه فرانسوی» خود گویای همین نکته است و علاقمندان در فیلمهای بدون سانسور خارجی علی الخصوص فیلم موهن تایتانیک میتوانند به کرّات شاهد این نوع بوسه باشند (البته به چشم خواهری). بگذریم از این که فرانسه بزرگترین تولید کننده شراب در دنیاست و این طور که ما در خانه همسایهمان دیدهایم بسیار گواراست! علاوه بر این در فرهنگ غنی ایرانی ما خروس آدم را یاد آدامس خروس نشان میاندازد که نه باد میشد و نه کیفیت خوبی داشت! در آن سوی میدان اما عقاب نماد وارستگی از تعلقات خاکی و دنیوی است و در ادبیات عرفانی ما حضور پررنگی دارد. ضمن این که عقاب ما را به یاد یکی از حماسه سازان ملبورن یعنی احمدرضا عابدزاده میاندازد و خاطرات شیرینی را برای ما تداعی میکند!
2- فرانسه نماد استعمار و استثمار و استحمار و استکبار و کلا تمامی کلمات قبیحه بر وزن استفعال است و آلمان نماد استکبار ستیزی است! در یک سوی میدان فرانسه ایستاده که در سده 19 و 20 بعد از بریتانیا بزرگترین امپراتوری جهان را با استعمار سرزمینها در اختیار داشته و اسنادش هم موجود است! و در سوی دیگر آلمانی که تنها در قرن بیستم دو بار علیه روسیه-شوروی، فرانسه، انگلستان و امریکا (دشمنان سنتی ایران) مردانه و دلیرانه جنگیده و متحمل هزینههای گزافی شده است! بیننا و بین الله آیا دو جنگ جهانی مصداق اَتَمّ و اَکمَل عمل به شعار «نه شرقی، نه غربی» نبوده است؟!
آیا با وجود دلایل فوق الذکر همچنان طرفدار فرانسهاید؟! ایها الناس! فرانسه یعنی پژو! یعنی ویرانخودرو! یعنی آتش گرفتن مدل 83 و 84 ! یعنی تقلب! یعنی محل اختفای گروهک تروریستی مزاحمین خلق! یعنی فروش میراژ به صدام! یعنی سارکوزی بی همه چیز! یعنی فتنه 88! یعنی فوتبال امریکایی! یعنی خشکسالی! یعنی سوراخی لایه اوزون! یعنی ابولا! یعنی اختلاس 3000 میلیاردی! یعنی گم شدن دکل نفتی! یعنی بالا رفتن سن ازدواج! یعنی بیکاری! یعنی... آقا یکی منو از برق بکشه...!
روزنامه 90
مرثیهای برای ایتالیا
از قدیم گفتهاند چوب خدا صدا ندارد اما سیما دارد! حال حکایت تیم ملی ایتالیاست که در ورزشگاه آزادی و در این بحران کم آبی اشک مردم والیبال دوست ما را درآورد اما از آن طرف دست خدا از آستین بی دکمه ژرمنها درآمد تا آتزوری با سوزشدارترین حالت ممکن یعنی در ضربات پنالتی ببازد و از صحنه یورو 2016 محو شود. آن هم توسط کثیفترین مربی جهان یعنی یوآخیم لوو که یک دستش زیر بغل و دست دیگرش در تنبانش است و گاهی هم بینی خود را حفاری میکند و محتویاتش را با اشتهای فراوان میل مینماید. اینها البته در انظار عمومی است، اگر بنا باشد کارهایی که در خلوت میکند را باز گویم هم از اشتها میافتید و تا پایان ماه مبارک نمیتوانید افطار کنید و هم به دلیل استعمال کلمات منافی عفت عمومی روزنامه را توقیف میکنند! اگر خیلی مایلید که این قضیه را کشف کنید کافی است مناظرهای بین یوآخیم لوو و آقای بگم؟ بگم؟ ترتیب دهید! آری! درود به شرف برادران آریایی ما در اروپا که انتقام والیبال ما را گرفتند. ای مردان سرزمین پاپ! آیا با خود نگفتید که مردم ایران با زبان روزه برای تیم خود دعا کردهاند و شکست 3-0 آنها اعتقادات برخی افراد شکاک را سست میکند و بهانه به دست شبکههای لس آنجلسی میدهد؟ به شما و پیشوایان واتیکانیتان اعلام میکنم که ممکن است دعای ما مستجاب نشود ولی نفرینمان رد خور ندارد! دیگر چه مدرکی آشکارتر از خطای هند بوآتنگ در محوطه جریمه با دستانی کاملا باز که یادآوری کند این انتقام والیبال است! آری! این جوان رعنا و احساساتی را لحظهای جو گرفت و توهم زد که در بازی والیبال ایران و ایتالیا قرار دارد! و چقدر زیبا سرویس ایتالیا را دفع کرد تا به بازیکنان تیم ملی والیبال ایران دفاع جلوی تور را بیاموزد! و چقدر این حرکت زیبا و جوانمردانه بود وقتی دید که ایتالیا هافبک و مهاجم خوبی ندارد و نمیتواند در جریان بازی گل بزند یاد و خاطره پوریای ولی را زنده و یک پنالتی تقدیم حریف کرد. به قول گوته:
مردی نبود بونوچی را پای زدن / گر دست بونوچیای بگیری مردی!
پینوشت: آیا میدانستید که سرمربی ایتالیا سالیانه مبلغ ناقابل 6/4 میلیون یورو حقوق میگیرد که با احتساب یوروی 4000 تومانی میکند ماهی 1 میلیارد و پانصد میلیون تومان؟! بعد گیر دادهاند به مدیران بینوایی که تنها دویست میلیون حقوق میگیرند! لذا از آقای پرویز معصومی نژاد -با آن صدای آلن دلونی- دلواپسانه خواستاریم که این فیش حقوقی را افشا کنند و تا برکناری کونته از سمت خود و بازگشت این مبالغ به بیت المال دست از تلاش برندارند!
روزنامه 90
دست خدا این بار از آستین کوتاه و بی دکمه کرواسی بیرون آمد تا تیم ملی اسپانیا را یک بار برای همیشه ادب کند! همان طور که شاید بدانید رژیم اسپانیا یک رژیم سفاک 2500 ساله شاهنشاهی است که سال های سال است انقلابیون و عدالت طلبان مظلوم کاتالان را به خاک و خون کشیده است. اسپانیا تیم پلید و ملعونی است که یکی از مدافعان دیلاقش که منافقانه محاسن بلندی نیز دارد با یک رقاصه معلوم الحال لس آنجلسی (شکیرا ایزابل مبارک ریپل) که ده سال از او بزرگتر است روابط نقدی و جنسی مشکوکی دارد (البته از حق نگذریم که جناب پیکه بسیار خوش سلیقه است و بانوی ایشان حرکات موزون عربی را به زیبایی هر چه تمام تر انجام می دهد! شایان ذکر است که بنده حقیر ایشان را ندیده ام و نمی شناسم و فقط تعریفشان را از زبان دیگران شنیده ام!). مدافع دیگر این تیم که کاپیتان تیمی باشگاهی است که بزرگترین هنرش سینه زنی زیر بیرق کفرِ نظام ستمشاهی اسپانیاست. اسپانیا کشوری است که در آن گاوهای زبان بسته را زجرکش می کنند و بدین وسیله به مقدسات یک میلیارد هندو توهین و اذهانشان را دچار تشویش می نمایند! این کشور همانی است که سالیان دراز مردم مظلوم امریکای جنوبی را تحت استعمار و استثمار گرفته و با فعالان مدنی محترمی مانند «زورو» با خشونت لجام گسیخته رفتار کرده! آیا در شرایطی که بدحجابی باعث خشکسالی می شود این اقیانوسِ کرانه ناپدیدِ معاصی باعث سلب توفیق اسپانیا نمی شود؟! به قول زنده یاد سهراب سپهری:
لطف حق با تو مداراها کند / چون که از حد بگذرد رسوا کند
آری! و این چنین میشود که پنالتی ناحق به هدر می رود تا ناموس راموس بر باد رود! و گلی در دقیقه 87 به ثمر می رسد تا فرصتی برای جبران نباشد! آن هم توسط بازیکنی به نام «پریسیچ» که شباهت انکار ناشدنی به پارسی دارد! و چه تیمی پشت نامداران و گردنکشان ماتادور را به خاک می مالد؟ کرواسی، همسایه ملت مظلوم و مسلمان بوسنی! در پایان شما را دعوت می کنم به شعری که شرح حال جرارد پیکه است:
موهای من از عقب کمی فر خورده / تهمت بسی از مومن و کافر خورده
فرق من و یوسف نبی در این است / پیراهن بنده از جلو جر خورده!*
* شعر از عباس صادقی زرینی
روزنامه 90
در حالی با یک چشم اشک و یک چشم خون و استخوانی در چشم و خاری در گلو این دل نوشته را می نویسم که تیم ملی والیبال کشورمان در میان 12 تیم در جایگاه شامخ نهم قرار دارد و عنقریب است که از آخر اول شود. اما به راستی چرا تیمی که پتانسیل قهرمانی در کهکشان راه شیری را دارد در جایی که باید بدرخشد عطر و ریحان خرابکاری اش شامه خرد را می آزارد و به آبروی نداشته ما چوب حراج می زند و باعث می شود شعار “Iran is “hole (ایران سوراخه) در فضای سالن طنین انداز شود؟! اما بپردازیم به اهمّ دلایل این شکست های زنجیرهای:
* معروفیت بازیکنان و غرور کاذب آنان: گل سرسبد اینها سعید «معروف» است! آخر یکی نیست این جوانک دیلاق را شیرفهم کند که اگر «معروف» شدی همه اش از صدقه سر همین تیم ملی و صدا و سیماست! وگرنه موساد و اف بی آی هم تو را و هفت جد و آباءت را نمی شناختند بیچاره! بعد میشدی سعید گمنام! حالا چون قدت بلند است برای ما آدم شده ای و خود بزرگ بین شده ای و خودت را می گیری و ول نمی کنی؟! ای تف سبز لجنی بر صورت تو که از وقتی معروف شدی خودت را گم کردی! (البته هر جور حساب میکنم میبینم تفم حداکثر به کمی پایینتر از نافت میرسد!)
* وجود عناصر نفوذی مانند ظریف و موسوی: تیم ملی جای کسانی است که برای وطن خود و نتیجه بازی دلواپس اند نه بیخیال! به عبارت دیگر تیم ملی جای دلواپسان است نه بیخیالان! سوال بنده و بسیاری از هموطنان آگاه از سرمربی تیم ملی این است که چرا ظریفی که کل فناوری هسته ای را پلمپ کرد و آن را دو دستی به جان کری سپرد باید به تیم ملی دعوت شود و فیکس بازی کند؟ چرا موسوی که یکی از رهبران به اصطلاح جنبش به اصطلاح سبز بود و از شخص اوباما تلفنی خط میگرفت در تیم ملی حضور دارد؟! و کلام آخر این که چرا در میان دعوت شدگان به تیم ملی نام های خانوادگی «ایرانی»، «وطن دوست»، «وطن خواه»، «جلیلی» و «شریعتمداری» حضور ندارد؟!
روزنامه 90
خدمت ظریف به تیم حریف!
در این شرایط اسفبار اقتصادی و گرمای طاقت فرسای هوا در ماه مبارک رمضان و سونامی سرطان و رکود بازار و مضمحل شدن کارخانه ارج و فیش های حقوق نجومی برای از ما بهتران و کلا نکبتی که از در و دیوار می بارد تنها باخت به برزیل را در آوردگاه جهانی والیبال کم داشتیم که بحمد لله به همت آقای ظریف آن را هم تجربه کردیم تا کلکسیون فلاکتمان کامل شود. آقای ظریف که لقب پرطمطراق بهترین پاسور جهان را یدک می کشد بهترین پاس ها را ساخته و پرداخته کرد اما برای تیم حریف تا برزیلی که 7 تا از آلمان خورده بود بیاید و 3-0 ایران را تحقیر کند! خسته نباشی دلاور! خدا قوت پهلوان! آقای ظریف! مگر قرار نبود با برداشته شدن تحریم ها ایران به بهشت برین تبدیل و شب های جمعه از آسمان حوری نازل شود؟ پس چرا پس از گذشت 5 ماه از اجرای برجام همچنان در حومه جنوبِ شهرِ جهنم دست و پا می زنیم؟ چرا سه کشور مستکبر انگلستان، فرانسه و آلمان در گروه خود در یورو صدر نشینند؟! چرا امریکای ذلیل مرده در کوپا امریکا آقایی می کند؟! چرا روسیه به عنوان متحد استراتژیک و ژئوپولتیک ما در قعر جدول به سر می برد؟! اصلا چرا ایران و چین را به یورو راه ندادند؟! و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست؟ آقای ظریف! گریبان وجدان خود را بگیرید! حالا که قرار بود به برزیل ببازیم چرا مثلا 1-0 یا 2-1 نباختیم؟! چرا داور روی تور از خطاهای بازیکنان برزیل چشم پوشی کرد و 2 پنالتی مسلم را به نفع ما نگرفت؟ چرا دخترهای همسایه مان دارند می ترشند؟ چرا در این ماه مبارک با این آفتاب تموز (که شیر نهنگ را خشک میکند!) مراعات ما روزه داران را نمی کنند و اذان مغرب را 12 ظهر نمی گویند؟ چرا شیر پاستوریزه همچنان بعد از رفع تحریم ها مزه استفراغ سگ می دهد؟ و در نهایت چرا اینقدر بیکاری زیاد شده که من بنشینم و با فراغ بال این شعرها را سر هم کنم؟!
روزنامه 90
به میمنت و مبارکی چند روزی است که مسابقات هیجان انگیز یورو 2016 آغاز شده و همگان مسحور جادوی فوتبال در قاره سبز شده اند. اما آیا تا کنون از خود پرسیده اید که اگر زبانم لال ایران یک کشور اروپایی بود (با حفظ موازین و ارزش ها) و میزبان جام ملتهای اروپا می شد چه اتفاقاتی رخ می داد؟ با ما باشید تا در ادامه مطلب برایتان تعریف کنیم:
1- تمام بازی های تیم ملی در شهر شهیدپرور قزوین برگزار می شد تا با استفاده از حمایت تماشاگران(!) و ایجاد رعب و وحشت در دل بازیکنان حریف به پیروزی برسیم. (به خصوص که اروپایی ها اکثرا بچه خوشگل بوده و پوست سفید، چشمان رنگی و موهای بلوند دارند!)
2- حق پخش بازی ها را به رژیم صهیونیستی، عربستان و کشورهای گروه موسوم به 2-(1+5) (منهای چین و روسیه) نمی فروختیم و آنها را تحریم می کردیم تا در این گرمای جانسوز تابستانه اندکی دلمان خنک شود.
3- بازی تیمهای مدعی جام را سر ظهر در اهواز برگزار می کردیم تا از شدت گرما جان به جان آفرین تسلیم کنند و سد راه قهرمانی تیم ملی کشورمان نشوند.
4- از آقایان بلاتر، پلاتینی و دیگر بزرگان فوتبال دنیا دعوت می کردیم تا در کلاس های توجیهی اختلاس و فساد مالی شرکت کنند. در این کلاس ها از اساتید برجسته ایرانی استفاده شده و جناب خاوری نیز به عنوان استاد پروازی حضور می داشت تا آخرین راهکارهای اختلاس بدون گیر افتادن را به این عزیزان نشان دهد.
5- خواهران بد حجاب اروپایی مجبور بودند با حجاب کامل در ورزشگاه ها حاضر شوند و در نتیجه از شر سانسور صحنه های رمانتیک و ماست مالی گزارشگران راحت می شدیم. (تصور کنید دوست دختر همسر مکرمه جناب پیکه را در جایگاه ویژه ورزشگاه آزادی در محضر عارفانه حاج آقا فتح الله زاده!) همچنین کار گشت ارشاد زیاد شده و اتوبوس(یا قطار) جایگزین ون در نیروی انتظامی می شد.
6- رییس جمهور محترم برگزاری این رقابت ها را از اثرات و برکات برجام می دانست و دلواپسان با تجمع در برابر هتل محل اقامت تیم ملی انگلستان، آنجا را اشغال کرده و بازیکنان را از پنجره اتاقشان به پایین پرت می کردند.
روزنامه 90
شاید شما هم مانند خیلی های دیگر اسپانیا را یکی از بخت های قهرمانی در مسابقات یورو 2016 بدانید. اگر این گونه است باید بگوییم زهی خیال باطل و زهی تصور محال! اما دلایل بطلان این خیال محال در ذیل مطلب آمده است:
- شکیرا: به هر حال داشتن دوست دختر همسر زیبا و لوندی چون هنرمند مردمی بانو شکیرا حواس همه را پرت میکند چه رسد به دوست پسرش همسرش جناب پیکه. فلذا به هنگام حمله تیم حریف احتمال سرگرم شدن پیکه به این حواشی بسیار زیاد بوده و با توجه به حضور وی در قلب خط دفاعی اسپانیا می تواند تبدیل به یک پاشنه آشیل گردد. فریب ریش های بلند پیکه را نخورید که جز ریا نشانه چیزی نیست! البته اگر این خواننده لس آنجلسی مهار شود میتوان اندک امیدی به فینالیست شدن ماتادورها داشت.
- دعوای حیدری-نعمتی بازیکنان رئال و بارسا: بازیکنان این دو تیم به خون هم تشنه و به گوشت هم گشنه اند و از هیچ تلاشی برای سرافکندگی طرف مقابل دریغ نمیکنند. چطور ممکن است غیرت یک بارسایی اجازه دهد که یک رئالی به عنوان کاپیتان جام را بالای سر ببرد و بالعکس؟ اگر مرد کاتالان از غصه بمیرد رواست! آخر برادران متعهد و انقلابی کاتالان چگونه میخواهند انگ همکاری با نظام ستمشاهی اسپانیا و نماد و نماینده آن یعنی تیم مستکبر رئال مادرید را بر خود ببینند؟! ترکیب این دو گروه ترکیب عسل و خربزه است و دمار از روزگار دلبشکه درخواهد آورد.
- رسوایی: اشتباه نکنید! منظورمان آن فیلم رسوایی به کارگردانی مسعود خان ده نمکی نیست بلکه فیلم های رسوایی دیگری است که توسط دخیا، مونیان و مارتینز بر روی صحنه رفته است. در این فیلمها که یک نسخه از آنها در آرشیو روزنامه 90 موجود است، دخیا (با تلفظ صحیح دُخیا) به یک دختر زیر سن قانونی نزدیک شده و لبش را... {از اتاق فرمان اشاره میکنند که فیلم را لو ندهم تا مزهاش از بین نرود!} (برای تماشای این فیلم ها می توانید به سایت های خاک بر سری مراجعه کنید). بلی! یک رسوایی فراتر از رسوایی بیل کلینتون و مجاهد خذیراوی! آیا چنین تیمی با چنین حجم گسترده ای از فساد و فحشا می تواند قهرمان اروپا شود؟ بازی، بازی، با بچه هم بازی؟!
روزنامه 90
سوشا مکانی به دلیل پوشیدن شلوار باب اسفنجی 6 ماه محروم شد.- جراید
از قدیم و ندیم گفته اند که هر که خربزه میخورد پای لرزش می نشیند. اما بعضی اصرار عجیبی دارند که خربزه شان را با عسل بخورند، آن هم در مکانی عمومی! البته سوشا مکانی شانس بزرگی آورد که تنها شش ماه محروم شد چرا که کمیته انضباطی برای این که عمق فاجعه را نشان دهد معمولا 9 ماهه محروم می کند و این 9 ماه حرف ها دارد و بسیار نمادین است! به هر حال جواد بازی افراد نکونام را هم بدنام می کند، سوشا که جای خود دارد. واقعا چرا سوشا رنگ زرد را انتخاب کرد که نماد خرابکاری در شلوار است؟! به علاوه، یکی از خصوصیات باب اسفنجی به عنوان اسفنج سوراخ سوراخ بودن آن است. آیا رواست یک دروازه بان که سابقه حضور در تیم ملی را نیز دارد باب اسفنجی را الگوی خود قرار داده و خود را سوراخ جلوه دهد؟! خصوصیت دیگر باب افنجی زندگی زیر آب است. آیا خدای ناکرده سوشا تلویحا می خواسته بگوید که اهل زیرآبی رفتن است؟ آیا بهتر نبود سوشا مکانی در یک حرکت دشمن شکن و انقلابی به جای شلوار باب اسفنجی شلوار جین می پوشید تا به نتانیاهو نشان دهد که ایرانی ها در پوشش آزادند؟ البته باز جای شکرش باقی است که از بین شخصیتهای کارتونی خانم کوچولو (دوست دختر پسر شجاع) با آن دامن قرمز کوتاه الگوی سوشا نشد وگرنه گشت ارشاد چنان وی را ارشاد میکرد که باید نقش سیلوستر استالونه را در فیلم "فرار به سوی پیروزی" البته در زندان اوین بازی میکرد! انصافا این آقای مکانی عزیز (که فامیلی اش هم منشوری است!) اگر عموی مِمول را الگوی خود قرار دهد میتوان با خیال راحت ادعا کرد که از جمله معاصی نماند از لُعبَتی که نکرد و مُسکِری که نخورد! آخر مومن خدا(!) اگر شلوار امثال واکی بایاشی ها و واکاشیزوماها برایت گشاد است، جهنم و سگ خورد، لااقل شلوار موریزاکی را می پوشیدی نه باب اسفنجی را!
روزنامه 90 23 خرداد 95