طی چند روز گذشته و پس از بازی تیم ملی ایران برابر قطر موجی کم سابقه علیه این تیم مظلوم و بی امتیاز گروه به راه افتاد در حد امواج طوفان نوح و سونامی ژاپن! و مزه پرانی­ ها و انگ­ هایی چون «تیم منتخب جهان» و «تیم مزدوران» و «تیم بردگان» برای توصیف تیم ملی فوتبال قطر تبدیل به لقلقه زبان و دغدغه کلان رسانه­ های گروهی شد تا رگ گردن میهن پرستی و ناسیونالیسم مردم باد کند. بعد نمی ­گویند اگر باد کرد و به سوزن خورد و منفجر شد چه کسی پاسخگو خواهد بود؟ آقا حسادت تا کجا؟! دارندگی و برازندگی! تا کور شود هر آن که نتواند دید! ما هم اگر عرضه داریم جلوی اختلاس 3000 میلیاردی و حقوق­ های نجومی و بذل و بخشش شهرداری و گم شدن دکل نفتی را بگیریم و با بخشی از آن پول مسی را بخریم و اسمش را بگذاریم «مسگر» تا طبیعی­ تر جلوه کند! بگذریم از این که ما در تیم ملی خودمان بازیکنانی داریم که اوباما در پیام­­ های نوروزی­اش از آن­ ها بهتر فارسی صحبت می­ کند! از این­ها گذشته الان عصر، عصر جهان­ وطنی و پسامدرنیسم و شالوده شکنی و deconstruction است! آن­ها «شالوده شکنی» می­ کنند، ما حرمت شکنی می­ کنیم! آن­ها اهل «واسازی» و بر هم زدن عادات و ساختارهای کهنه و پوسیده­ اند ما اهل «جو سازی»! کارمان هم راندمان ندارد! با این همه جو سازی هنوز هوای تهران آلوده است و لایه اوزون سوراخ! آن­ها میزبان جام جهانی شده­ اند،  آن وقت نهایت آمال و آرزوهای ما این است که تا سال 2116 میزبانی بازی­ های خرس وسط نونهالان غرب آسیا را مشترکا با جیبوتی دریافت کنیم! حقیقت مجسم و مجسمه حقیقت این است که دوران عرب جاهلیت گذشته و مدت­ های مدیدی است عصر عرب عاقلیت و عرب «اَینشتَینیّت» آغاز شده است! آخر وقتی شونصد سال پیش چهار پنج نفر آمده ­اند و روی نقشه جهان خطکش گذاشته­ اند و گفته­ اند اینور خط «حیدری» و آن ور خط «نعمتی» دیگر ملی گرایی کیلویی چند؟! از این گذشته، طرف عنر عنر می­ آید و مانند جغد به دوربین زل می­زند و با لبخند ژکوند می­ گوید: من به فلان جایی بودنم افتخار می­ کنم! کسی هم نیست بگوید اُشتُر! این که در کجا به دنیا آمده ­ای کاملا شانسی و اتفاقی است! این کجایش افتخار دارد؟! اجازه دهید در پایان یادی کنیم از شعار مترقی و تحسین برانگیز تیم ملی فوتبال قطر: "فوتبالیست­ های جهان متحد شوید! شما چیزی برای از دست دادن ندارید جز موقعیت­ های گلتان!"


برچسب‌ها: 90, قطر, جام جهانی
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۵/۰۶/۲۱ساعت ۱۰:۵۰ ق.ظ توسط آتبین محبتی |

"نخواستم، نخواستی، نخواست، نخواستیم، نخواستید، نخواستند". به گیرنده­ های خود دست نزنید! این نقل قول از بازیکنان تیم ملی ایران در بازی برابر چین است که فعل «نخواستن» را صرف کردند! بیننا و بین الله تیم چین اصلا تیم بود؟ با یک مشت لنگ و لوک و گره ­گوری؟ حاشا به غیرتتان! از بازیکنان سوریه یاد بگیرید که با دست خالی موفق شدند از کره جنوبی امتیاز بگیرند. وقتی می­ گویم دست خالی یعنی حتی دروازه­ بانشان هم دستکش نداشت! این بندگان خدا به جای توپ با خمپاره 60 فوتبال بازی می­ کنند و در شهر حلب پیت حلبی را به عنوان تیر دروازه به کار می ­برند! آیا می ­دانید داعش استپ سینه را در سوریه ممنوع کرده است؟ از سوریه بگذریم و به بازیکنان خودی بپردازیم. سردار آزمون با این بازی «سرباز» هم نیست چه رسد به سردار! مسعود شجاعی هم که فقط بلد است دریبل ناموفق بزند. والله «دنیلسون دی الیویرا آراخو» اینقدر اقدام به دریبل زنی نمی­ کرد که شجاعی می­ کند. مسعود! دلبندم! اینقدر پلی استیشن بازی نکن و اگر وقت کردی و صلاح دانستی و مشکلی نبود و حس و حالش را داشتی پاس بدهی بد نیست. تازه  اگر رو به جلو باشد کلی هم ثواب دارد! از دار دنیا یک مهاجم درست و حسابی داریم که اتفاقا از برندهای معتبر محسوب می­ شود آن هم فیکس ذخیره ­هاست. حیف Gucci نیست با این همه استعداد و توانایی و اعتبار روی نیمکت بنشیند و خاک بخورد؟ اما خوب است یادی کنیم از بهترین بازیکن تیم ملی ایران در این بازی؛ آن سلطان دنیا و دین، آن سیمرغ قاف یقین، آن گنج عالم عزلت، آن خزینه سرای دولت، آن شاه اقلیم اعظم، آن پرورده لطف و کرم، پیر وقت «محمد ادهم» (رضی الله عنه)!  باز گلی به گوشه جمال این نازنین داور اردنی که پنالتی واضح سید جلال حسینی را روی مهاجم چین اعلام نکرد. خسته نباشی دلاور! خدا قوت پهلوان! درود به شرفت! خدا بهت عزت بده نازنین قهرمان! و گلبانگ تساوی به صدا درمیاد!

 

روزنامه 90


برچسب‌ها: 90, چین, محمد ادهم, فوتبال
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۵/۰۶/۱۹ساعت ۵:۵۱ ب.ظ توسط آتبین محبتی |

 

در کمال ناباوری باخبر شدیم که سه بازیکن تیم ملی والیبال به نام­های موسوی، معروف و محمودی در رژه کاروان کشورمان در المپیک شرکت نکرده­اند! به نظر این موسوی­ها هر جا شرایط مطابق انتظارشان پیش نرود زیر میز می­زنند و فتنه می­کنند! من اگر جای آقای سین. میم بودم این بازیکن­نما را به کهریزک می­فرستادم تا آب خنک و نوشابه گرم بخورد تا متنبه شود! گرچه شواهد تاریخی نشان می­دهد که نوع تغذیه و حلال و حرام بودنش تاثیری در خوب شدن انسان ندارد. به عنوان مثال پسر نوح که نان حلال خورد منحرف شد و موسی نبی که نان فرعون را خورده بود به پیامبری رسید. به قول شاعر معاصر:

او ضربه از آغاز جوانی خورده / از دست همه زخم زبانی خورده

یا رب پسر نوح حلالش را خورد / موسای پیامبر چه نانی خورده؟!

واقعا جای سوال است که چنین فردی که خانوادگی در ایجاد فتنه معروف هستند و باراک اوباما شخصا به آن­ها یک چمدان دلار داده و اسنادش تماما در آرشیو صدا و سیما موجود است چگونه اجازه حضور در تیم ملی را پیدا می­کند؟! جالب است بدانید که رنگ پیراهن تیم ملی در لباس جدید سبز و در لباس اولیه نارنجی بوده است. موسوی که عذرش موجه است، این رنگ­های مساله دار شهروندان غیر سیاسی را نیز به نافرمانی مدنی و انقلاب مخملی تشویق می­کند! به راستی چه کسانی پشت پرده طراحی لباس­های تیم ملی هستند؟! اگر شرط بندی حلال بود شخصا 3000 میلیارد تومان روی طراحی مشترک اوباما و نتانیاهو شرط می­بستم!

سعید معروف هم که عرق خانوادگی دارد و از هیچ کاری برای معروف­تر شدن فروگذار نمی­کند! کسی هم نیست به ایشان بگوید تو بدون این ژانگولر بازی­ها هم به اندازه کافی معروف هستی! حالا می­فهمم که چرا «خان دایی جان سعید رو دوست داره قد هویج»! چیزی که خان دایی جان در خشت خام می­دید دیگران در سینما 5 بعدی هم نمی­دیدند! و اما نفر سوم یعنی شهرام محمودی! از آن جایی که قصد نداریم ایشان مانند دو نفر قبلی معروف شوند و با توجه به این که اولین بارشان است از این کارها می­کنند و با عنایت به این آموزه اخلاقی که حفظ آبروی مومن از اوجب واجبات است فعلا در باب ایشان چیزی نمی­گوییم. باشد که در خلوت خود عبرت گیرد و متنبه شود!


برچسب‌ها: موسوی, فتنه, المپیک, 90
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۵/۰۵/۲۱ساعت ۱۱:۱۰ ق.ظ توسط آتبین محبتی |

خروس یا عقاب؟

 

آلمان و فرانسه در نیمه نهایی یورو 2016 به مصاف هم خواهند رفت و در این میان پرسش اصلی طرفداران ایرانی که تیم محبوبشان حذف شده این است که از کدام تیم طرفداری کنند تا از تماشای این مسابقه که از قضا در شب جمعه هم برگزار می­شود به اوج لذت (اورگاسم) فوتبالی برسند! در همین راستا دلایل ما برای طرفداری از آلمان به شرح زیر است:

1-    خروس نماد فوتبال فرانسه است که نستعیذ بالله خود سمبل شهوت است! از طرفی خود فرانسوی­ها در شهوت رانی شهره آفاقند و اصطلاح ننگین و مستهجن «بوسه فرانسوی» خود گویای همین نکته است و علاقمندان در فیلم­های بدون سانسور خارجی علی الخصوص فیلم موهن تایتانیک می­توانند به کرّات شاهد این نوع بوسه باشند (البته به چشم خواهری). بگذریم از این که فرانسه بزرگ­ترین تولید کننده شراب در دنیاست و این طور که ما در خانه همسایه­مان دیده­ایم بسیار گواراست! علاوه بر این در فرهنگ غنی ایرانی ما خروس آدم را یاد آدامس خروس نشان می­اندازد که نه باد می­شد و نه کیفیت خوبی داشت! در آن سوی میدان اما عقاب نماد وارستگی از تعلقات خاکی و دنیوی است و در ادبیات عرفانی ما حضور پررنگی دارد. ضمن این که عقاب ما را به یاد یکی از حماسه سازان ملبورن یعنی احمدرضا عابدزاده می­اندازد و خاطرات شیرینی را برای ما تداعی می­کند!

2-    فرانسه نماد استعمار و استثمار و استحمار و استکبار و کلا تمامی کلمات قبیحه بر وزن استفعال است و آلمان نماد استکبار ستیزی است! در یک سوی میدان فرانسه ایستاده که در سده 19 و 20 بعد از بریتانیا بزرگ­ترین امپراتوری جهان را با استعمار سرزمین­ها در اختیار داشته و اسنادش هم موجود است! و در سوی دیگر آلمانی که تنها در قرن بیستم دو بار علیه روسیه-شوروی، فرانسه، انگلستان و امریکا (دشمنان سنتی ایران) مردانه و دلیرانه جنگیده و متحمل هزینه­های گزافی شده است! بیننا و بین الله آیا دو جنگ جهانی مصداق اَتَمّ و اَکمَل عمل به شعار «نه شرقی، نه غربی» نبوده است؟!

آیا با وجود دلایل فوق الذکر همچنان طرفدار فرانسه­اید؟! ایها الناس! فرانسه یعنی پژو! یعنی ویران­خودرو! یعنی آتش گرفتن مدل 83 و 84 ! یعنی تقلب! یعنی محل اختفای گروهک تروریستی مزاحمین خلق! یعنی فروش میراژ به صدام! یعنی سارکوزی بی همه چیز! یعنی فتنه 88! یعنی فوتبال امریکایی! یعنی خشکسالی! یعنی سوراخی لایه اوزون! یعنی ابولا!  یعنی اختلاس 3000 میلیاردی! یعنی گم شدن دکل نفتی! یعنی بالا رفتن سن ازدواج! یعنی بیکاری! یعنی... آقا یکی منو از برق بکشه...!

 

روزنامه 90


برچسب‌ها: 90, آلمان, فرانسه, یورو 2016
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۵/۰۴/۱۸ساعت ۱۰:۵۵ ق.ظ توسط آتبین محبتی |

مرثیه­ای برای ایتالیا

 

از قدیم گفته­اند چوب خدا صدا ندارد اما سیما دارد! حال حکایت تیم ملی ایتالیاست که در ورزشگاه آزادی و در این بحران کم آبی اشک مردم والیبال دوست ما را درآورد اما از آن طرف دست خدا از آستین بی دکمه ژرمن­ها درآمد تا آتزوری با سوزش­دارترین حالت ممکن یعنی در ضربات پنالتی ببازد و از صحنه یورو 2016 محو شود. آن هم توسط کثیف­ترین مربی جهان یعنی یوآخیم لوو که یک دستش زیر بغل و دست دیگرش در تنبانش است و گاهی هم بینی خود را حفاری می­کند و محتویاتش را با اشتهای فراوان میل می­نماید. این­ها البته در انظار عمومی است، اگر بنا باشد کارهایی که در خلوت می­کند را باز گویم هم از اشتها می­افتید و تا پایان ماه مبارک نمی­توانید افطار کنید و هم به دلیل استعمال کلمات منافی عفت عمومی روزنامه را توقیف می­کنند! اگر خیلی مایلید که این قضیه را کشف کنید کافی است مناظره­ای بین یوآخیم لوو و آقای بگم؟ بگم؟ ترتیب دهید! آری! درود به شرف برادران آریایی ما در اروپا که انتقام والیبال ما را گرفتند. ای مردان سرزمین پاپ! آیا با خود نگفتید که مردم ایران با زبان روزه برای تیم خود دعا کرده­اند و شکست 3-0 آن­ها اعتقادات برخی افراد شکاک را سست می­کند و بهانه به دست شبکه­های لس آنجلسی می­دهد؟ به شما و پیشوایان واتیکانی­تان اعلام می­کنم که ممکن است دعای ما مستجاب نشود ولی نفرینمان رد خور ندارد! دیگر چه مدرکی آشکارتر از خطای هند بوآتنگ در محوطه جریمه با دستانی کاملا باز که یادآوری کند این انتقام والیبال است! آری! این جوان رعنا و احساساتی را لحظه­ای جو گرفت و توهم زد که در بازی والیبال ایران و ایتالیا قرار دارد! و چقدر زیبا سرویس ایتالیا را دفع کرد تا به بازیکنان تیم ملی والیبال ایران دفاع جلوی تور را بیاموزد! و چقدر این حرکت زیبا و جوانمردانه بود وقتی دید که ایتالیا هافبک و مهاجم خوبی ندارد و نمی­تواند در جریان بازی گل بزند یاد و خاطره پوریای ولی را زنده و یک پنالتی تقدیم حریف کرد. به قول گوته:

مردی نبود بونوچی را پای زدن / گر دست بونوچی­ای بگیری مردی!

 

پی­نوشت: آیا می­دانستید که سرمربی ایتالیا سالیانه مبلغ ناقابل 6/4 میلیون یورو حقوق می­گیرد که با احتساب یوروی 4000 تومانی می­کند ماهی 1 میلیارد و پانصد میلیون تومان؟! بعد گیر داده­اند به مدیران بی­نوایی که تنها دویست میلیون حقوق می­گیرند! لذا از آقای پرویز معصومی نژاد -با آن صدای آلن دلونی- دلواپسانه خواستاریم که این فیش حقوقی را افشا کنند و تا برکناری کونته از سمت خود و بازگشت این مبالغ به بیت المال دست از تلاش برندارند!

 

روزنامه 90


برچسب‌ها: 90, ایتالیا, آلمان, والیبال
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۵/۰۴/۱۸ساعت ۱۰:۵۲ ق.ظ توسط آتبین محبتی |

 

دست خدا این بار از آستین کوتاه و بی دکمه کرواسی بیرون آمد تا تیم ملی اسپانیا را یک بار برای همیشه ادب کند! همان طور که شاید بدانید رژیم اسپانیا یک رژیم سفاک 2500 ساله شاهنشاهی است که سال­ های سال است انقلابیون و عدالت طلبان مظلوم کاتالان را به خاک و خون کشیده است. اسپانیا تیم پلید و ملعونی است که یکی از مدافعان دیلاقش که منافقانه محاسن بلندی نیز دارد با یک رقاصه معلوم الحال لس آنجلسی (شکیرا ایزابل مبارک ریپل) که ده سال از او بزرگ­تر است روابط نقدی و جنسی مشکوکی دارد (البته از حق نگذریم که جناب پیکه بسیار خوش سلیقه است و بانوی ایشان حرکات موزون عربی را به زیبایی هر چه تمام­ تر انجام می­ دهد! شایان ذکر است که بنده حقیر ایشان را ندیده ­ام و نمی­ شناسم و فقط تعریفشان را از زبان دیگران شنیده ­ام!). مدافع دیگر این تیم که کاپیتان تیمی باشگاهی است که بزرگ­ترین هنرش سینه زنی زیر بیرق کفرِ نظام ستمشاهی اسپانیاست. اسپانیا کشوری است که در آن گاوهای زبان بسته را زجرکش می­ کنند و بدین وسیله به مقدسات یک میلیارد هندو توهین و اذهانشان را دچار تشویش می­ نمایند! این کشور همانی است که سالیان دراز مردم مظلوم امریکای جنوبی را تحت استعمار و استثمار گرفته و با فعالان مدنی محترمی مانند «زورو» با خشونت لجام گسیخته رفتار کرده! آیا در شرایطی که بدحجابی باعث خشکسالی می ­شود این اقیانوسِ کرانه ناپدیدِ معاصی باعث سلب توفیق اسپانیا نمی­ شود؟! به قول زنده یاد سهراب سپهری:

لطف حق با تو مداراها کند / چون که از حد بگذرد رسوا کند

آری! و این چنین می­شود که پنالتی ناحق به هدر می­ رود تا ناموس راموس بر باد رود! و گلی در دقیقه 87 به ثمر می­ رسد تا فرصتی برای جبران نباشد! آن هم توسط بازیکنی به نام «پریسیچ» که شباهت انکار ناشدنی به پارسی دارد! و چه تیمی پشت نامداران و گردن­کشان ماتادور را به خاک می­ مالد؟ کرواسی، همسایه ملت مظلوم و مسلمان بوسنی! در پایان شما را دعوت می­ کنم به شعری که شرح حال جرارد پیکه است:

موهای من از عقب کمی فر خورده / تهمت بسی از مومن و کافر خورده

                           فرق من و یوسف نبی در این است / پیراهن بنده از جلو جر خورده!*

 

* شعر از عباس صادقی زرینی

 

روزنامه 90

 

 


برچسب‌ها: اسپانیا, 90, کرواسی, شکیرا
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۵/۰۴/۰۴ساعت ۱۲:۱۲ ب.ظ توسط آتبین محبتی |

 

در حالی با یک چشم اشک و یک چشم خون و استخوانی در چشم و خاری در گلو این دل نوشته را می­ نویسم که تیم ملی والیبال کشورمان در میان 12 تیم در جایگاه شامخ نهم قرار دارد و عنقریب است که از آخر اول شود. اما به راستی چرا تیمی که پتانسیل قهرمانی در کهکشان راه شیری را دارد در جایی که باید بدرخشد عطر و ریحان خرابکاری­ اش شامه خرد را می­ آزارد و به آبروی نداشته ما چوب حراج می­ زند و باعث می­ شود شعار “Iran is “hole (ایران سوراخه) در فضای سالن طنین انداز شود؟! اما بپردازیم به اهمّ دلایل این شکست­ های زنجیره­ای:

*     معروفیت بازیکنان و غرور کاذب آنان: گل سرسبد این­ها سعید «معروف» است! آخر یکی نیست این جوانک دیلاق را شیرفهم کند که اگر «معروف» شدی همه­ اش از صدقه سر همین تیم ملی و صدا و سیماست! وگرنه موساد و اف بی آی هم تو را و هفت جد و آباءت را نمی­ شناختند بیچاره! بعد می­شدی سعید گمنام! حالا چون قدت بلند است برای ما آدم شده­ ای و خود بزرگ بین شده­ ای و خودت را می­ گیری و ول نمی­ کنی؟! ای تف سبز لجنی بر صورت تو که از وقتی معروف شدی خودت را گم کردی! (البته هر جور حساب می­کنم می­بینم تفم حداکثر به کمی پایین­تر از نافت می­رسد!)

*     وجود عناصر نفوذی مانند ظریف و موسوی: تیم ملی جای کسانی است که برای وطن خود و نتیجه بازی دلواپس اند نه بی­خیال! به عبارت دیگر تیم ملی جای دلواپسان است نه بی­خیالان! سوال بنده و بسیاری از هموطنان آگاه از سرمربی تیم ملی این است که چرا ظریفی که کل فناوری هسته ­ای را پلمپ کرد و آن را دو دستی به جان کری سپرد باید به تیم ملی دعوت شود و فیکس بازی کند؟ چرا موسوی که یکی از رهبران به اصطلاح جنبش به اصطلاح سبز بود و از شخص اوباما تلفنی خط می­گرفت در تیم ملی حضور دارد؟! و کلام آخر این که چرا در میان دعوت شدگان به تیم ملی نام ­های خانوادگی «ایرانی»، «وطن دوست»، «وطن خواه»، «جلیلی» و «شریعتمداری» حضور ندارد؟!   

 

روزنامه 90


برچسب‌ها: 90, ظریف, موسوی, جلیلی
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۵/۰۴/۰۲ساعت ۵:۴۴ ب.ظ توسط آتبین محبتی |

خدمت ظریف به تیم حریف!

 

در این شرایط اسفبار اقتصادی و گرمای طاقت فرسای هوا در ماه مبارک رمضان و سونامی سرطان و رکود بازار و مضمحل شدن کارخانه ارج و فیش­ های حقوق نجومی برای از ما بهتران و کلا نکبتی که از در و دیوار  می­ بارد تنها باخت به برزیل را در آوردگاه جهانی والیبال کم داشتیم که بحمد لله به همت آقای ظریف آن را هم تجربه کردیم تا کلکسیون فلاکتمان کامل شود. آقای ظریف که لقب پرطمطراق بهترین پاسور جهان را یدک می ­کشد بهترین پاس­ ها را ساخته و پرداخته کرد اما برای تیم حریف تا برزیلی که 7 تا از آلمان خورده بود بیاید و 3-0 ایران را تحقیر کند! خسته نباشی دلاور! خدا قوت پهلوان! آقای ظریف! مگر قرار نبود با برداشته شدن تحریم­ ها ایران به بهشت برین تبدیل و شب­ های جمعه از آسمان حوری نازل شود؟ پس چرا پس از گذشت 5 ماه از اجرای برجام همچنان در حومه جنوبِ شهرِ جهنم دست و پا می ­زنیم؟ چرا سه کشور مستکبر انگلستان، فرانسه و آلمان در گروه خود در یورو صدر نشینند؟! چرا امریکای ذلیل مرده در کوپا امریکا آقایی می ­کند؟! چرا روسیه به عنوان متحد استراتژیک و ژئوپولتیک ما در قعر جدول به سر می ­برد؟! اصلا چرا ایران و چین را به یورو راه ندادند؟! و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست؟ آقای ظریف! گریبان وجدان خود را بگیرید! حالا که قرار بود به برزیل ببازیم چرا مثلا 1-0 یا 2-1 نباختیم؟! چرا داور روی تور از خطاهای بازیکنان برزیل چشم پوشی کرد و 2 پنالتی مسلم را به نفع ما نگرفت؟ چرا ­دخترهای همسایه­ مان دارند می­ ترشند؟ چرا در این ماه مبارک با این آفتاب تموز (که شیر نهنگ را خشک می­کند!) مراعات ما روزه داران را نمی­ کنند و اذان مغرب را 12 ظهر نمی­ گویند؟ چرا شیر پاستوریزه همچنان بعد از رفع تحریم ­ها مزه استفراغ سگ می­ دهد؟ و در نهایت چرا اینقدر بیکاری زیاد شده که من بنشینم و با فراغ بال این شعرها را سر هم کنم؟!  

 

روزنامه 90


برچسب‌ها: 90, ظریف, تحریم, والیبال
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۵/۰۳/۳۱ساعت ۵:۱۳ ب.ظ توسط آتبین محبتی |

 

به میمنت و مبارکی چند روزی است که مسابقات هیجان انگیز یورو 2016 آغاز شده و همگان مسحور جادوی فوتبال در قاره سبز شده­ اند. اما آیا تا کنون از خود پرسیده­ اید که اگر زبانم لال ایران یک کشور اروپایی بود (با حفظ موازین و ارزش ­ها) و میزبان جام ملت­های اروپا می شد چه اتفاقاتی رخ می­ داد؟ با ما باشید تا در ادامه مطلب برایتان تعریف کنیم:

1-    تمام بازی­ های تیم ملی در شهر شهیدپرور قزوین برگزار می­ شد تا با استفاده از حمایت تماشاگران(!) و ایجاد رعب و وحشت در دل بازیکنان حریف به پیروزی برسیم. (به خصوص که اروپایی­ ها اکثرا بچه خوشگل بوده و پوست سفید، چشمان رنگی و موهای بلوند دارند!)

2-    حق پخش بازی­ ها را به رژیم صهیونیستی، عربستان و کشورهای گروه موسوم به 2-(1+5) (منهای چین و روسیه) نمی­ فروختیم و آن­ها را تحریم می­ کردیم تا در این گرمای جانسوز تابستانه اندکی دلمان خنک شود.

3-    بازی تیم­های مدعی جام را سر ظهر در اهواز برگزار می­ کردیم تا از شدت گرما جان به جان آفرین تسلیم کنند و سد راه قهرمانی تیم ملی کشورمان نشوند.

4-    از آقایان بلاتر، پلاتینی و دیگر بزرگان فوتبال دنیا دعوت می­ کردیم تا در کلاس­ های توجیهی اختلاس و فساد مالی شرکت کنند. در این کلاس­ ها از اساتید برجسته ایرانی استفاده شده و جناب خاوری نیز به عنوان استاد پروازی حضور می­ داشت تا آخرین راهکارهای اختلاس بدون گیر افتادن را به این عزیزان نشان دهد.

5-    خواهران بد حجاب اروپایی مجبور بودند با حجاب کامل در ورزشگاه­ ها حاضر شوند و در نتیجه از شر سانسور صحنه­ های رمانتیک و ماست مالی گزارشگران راحت می­ شدیم. (تصور کنید دوست دختر همسر مکرمه جناب پیکه را در جایگاه ویژه ورزشگاه آزادی در محضر عارفانه حاج آقا فتح الله زاده!) همچنین کار گشت ارشاد زیاد شده و اتوبوس(یا قطار) جایگزین ون در نیروی انتظامی می­ شد.

6-    رییس جمهور محترم برگزاری این رقابت­ ها را از اثرات و برکات برجام می­ دانست و دلواپسان با تجمع در برابر هتل محل اقامت تیم ملی انگلستان، آنجا را اشغال کرده و بازیکنان را از پنجره اتاقشان به پایین پرت می­ کردند.

 

روزنامه 90


برچسب‌ها: یورو, برجام, بلاتر, 90
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۵/۰۳/۲۶ساعت ۱۰:۴۹ ق.ظ توسط آتبین محبتی |

شاید شما هم مانند خیلی­ های دیگر اسپانیا را یکی از بخت­ های قهرمانی در مسابقات یورو 2016 بدانید. اگر این گونه است باید بگوییم زهی خیال باطل و زهی تصور محال! اما دلایل بطلان این خیال محال در ذیل مطلب آمده است:

-        شکیرا: به هر حال داشتن دوست دختر همسر زیبا و لوندی چون هنرمند مردمی بانو شکیرا حواس همه را پرت می­کند چه رسد به دوست پسرش همسرش جناب پیکه. فلذا به هنگام حمله تیم حریف احتمال سرگرم شدن پیکه به این حواشی بسیار زیاد بوده و با توجه به حضور وی در قلب خط دفاعی اسپانیا می­ تواند تبدیل به یک پاشنه آشیل گردد. فریب ریش­ های بلند پیکه را نخورید که جز ریا نشانه چیزی نیست! البته اگر این خواننده لس آنجلسی مهار شود می­توان اندک امیدی به فینالیست شدن ماتادورها داشت.

-        دعوای حیدری-نعمتی بازیکنان رئال و بارسا: بازیکنان این دو تیم به خون هم تشنه و به گوشت هم گشنه­ اند و از هیچ تلاشی برای سرافکندگی طرف مقابل دریغ نمی­کنند. چطور ممکن است غیرت یک بارسایی اجازه دهد که یک رئالی به عنوان کاپیتان جام را بالای سر ببرد و بالعکس؟ اگر مرد کاتالان از غصه بمیرد رواست! آخر برادران متعهد و انقلابی کاتالان چگونه می­خواهند انگ همکاری با نظام ستمشاهی اسپانیا و نماد و نماینده آن یعنی تیم مستکبر رئال مادرید را بر خود ببینند؟! ترکیب این دو گروه ترکیب عسل و خربزه است و دمار از روزگار دلبشکه درخواهد آورد.

-        رسوایی: اشتباه نکنید! منظورمان آن فیلم رسوایی به کارگردانی مسعود خان ده­ نمکی نیست بلکه فیلم­ های رسوایی دیگری است که توسط دخیا، مونیان و مارتینز بر روی صحنه رفته است. در این فیلم­ها که یک نسخه از آن­ها در آرشیو روزنامه 90 موجود است، دخیا (با تلفظ صحیح دُخیا) به یک دختر زیر سن قانونی نزدیک شده و لبش را... {از اتاق فرمان اشاره می­کنند که فیلم را لو ندهم تا مزه­اش از بین نرود!} (برای تماشای این فیلم­ ها می­ توانید به سایت­ های خاک بر سری مراجعه کنید). بلی! یک رسوایی فراتر از رسوایی بیل کلینتون و مجاهد خذیراوی! آیا چنین تیمی با چنین حجم گسترده­ ای از فساد و فحشا می­ تواند قهرمان اروپا شود؟ بازی، بازی، با بچه هم بازی؟!

 

روزنامه 90


برچسب‌ها: اسپانیا, 90, رسوایی اخلاقی
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۵/۰۳/۲۶ساعت ۹:۳۷ ق.ظ توسط آتبین محبتی |

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر