طی چند روز گذشته و پس از بازی تیم ملی ایران برابر قطر موجی کم سابقه علیه این تیم مظلوم و بی امتیاز گروه به راه افتاد در حد امواج طوفان نوح و سونامی ژاپن! و مزه پرانی ها و انگ هایی چون «تیم منتخب جهان» و «تیم مزدوران» و «تیم بردگان» برای توصیف تیم ملی فوتبال قطر تبدیل به لقلقه زبان و دغدغه کلان رسانه های گروهی شد تا رگ گردن میهن پرستی و ناسیونالیسم مردم باد کند. بعد نمی گویند اگر باد کرد و به سوزن خورد و منفجر شد چه کسی پاسخگو خواهد بود؟ آقا حسادت تا کجا؟! دارندگی و برازندگی! تا کور شود هر آن که نتواند دید! ما هم اگر عرضه داریم جلوی اختلاس 3000 میلیاردی و حقوق های نجومی و بذل و بخشش شهرداری و گم شدن دکل نفتی را بگیریم و با بخشی از آن پول مسی را بخریم و اسمش را بگذاریم «مسگر» تا طبیعی تر جلوه کند! بگذریم از این که ما در تیم ملی خودمان بازیکنانی داریم که اوباما در پیام های نوروزیاش از آن ها بهتر فارسی صحبت می کند! از اینها گذشته الان عصر، عصر جهان وطنی و پسامدرنیسم و شالوده شکنی و deconstruction است! آنها «شالوده شکنی» می کنند، ما حرمت شکنی می کنیم! آنها اهل «واسازی» و بر هم زدن عادات و ساختارهای کهنه و پوسیده اند ما اهل «جو سازی»! کارمان هم راندمان ندارد! با این همه جو سازی هنوز هوای تهران آلوده است و لایه اوزون سوراخ! آنها میزبان جام جهانی شده اند، آن وقت نهایت آمال و آرزوهای ما این است که تا سال 2116 میزبانی بازی های خرس وسط نونهالان غرب آسیا را مشترکا با جیبوتی دریافت کنیم! حقیقت مجسم و مجسمه حقیقت این است که دوران عرب جاهلیت گذشته و مدت های مدیدی است عصر عرب عاقلیت و عرب «اَینشتَینیّت» آغاز شده است! آخر وقتی شونصد سال پیش چهار پنج نفر آمده اند و روی نقشه جهان خطکش گذاشته اند و گفته اند اینور خط «حیدری» و آن ور خط «نعمتی» دیگر ملی گرایی کیلویی چند؟! از این گذشته، طرف عنر عنر می آید و مانند جغد به دوربین زل میزند و با لبخند ژکوند می گوید: من به فلان جایی بودنم افتخار می کنم! کسی هم نیست بگوید اُشتُر! این که در کجا به دنیا آمده ای کاملا شانسی و اتفاقی است! این کجایش افتخار دارد؟! اجازه دهید در پایان یادی کنیم از شعار مترقی و تحسین برانگیز تیم ملی فوتبال قطر: "فوتبالیست های جهان متحد شوید! شما چیزی برای از دست دادن ندارید جز موقعیت های گلتان!"