حکايت شيخ و سروش و بلخي!


حمايت غير منتظره پدرخواندهي اصلاحات-عبدالسيا سروش- از شيخ اصلاحات، موجي سونامي وار از حيرت را در اردوگاه دوستان و حتّي دشمنان اصلاح طلبان برانداز ايجاد کرد و انقلابي در فضاي مه آلود سياسي کشورمان ايجاد نمود. از سوي ديگر ورود عجيب برخي چهرههاي صاحب نام-محمود مجلس آبادي، جريده جليله کيهان و... - و نفّاطي و نفّاخي آنان بر آتش اين معرکه و مهلکه، ما را بر آن داشت تا با استفاده از تئوريهاي انقلاب، اين اتّفاق ثقيل الهضم و کثير الوجوه را تحليل و تبيين نماييم. آن چه در ادامه آمده، نگاهي جامع الاطراف به اين رخداد فربه و پر دامنه است و رجاء واثق آن است که اين مکتوب مقبول درگاه ارباب معرفت واقع شود.
تحليل مارکسيستي:
احسان طبري
"يا سوسياليسم يا بربريّت"
آن عالم زمانه و آن درّ يگانه-کارل مارکس(رضي الله عنه)- که براي اوّلين بار در صد و چهل و اندي سال پيش در نزديکي مرز اتريش اين بحران خانمان برانداز ليبرال سرمايه داري را پيشبيني کرده بود و هم صدا با امّت حزب الله و هميشه در صحنه-هاي مستهجن- نابودي ليبرال دموکراسي را به عين عنايت و درايت ديده بود، پارادايمي را درانداخت که با تشبّث به آن مي توان به سادگي اين رويداد به ظاهر غريب و مردم فريب را تبيين نمود. آري زيربناي اين حمايت را بايستي در اقتصاد جستجو کرد. دکتر سروش(لعنت الله عليه) - که در اوايل انقلاب با مارکسيسم مترقّي سر ستيزه داشت- اکنون در شرايطي از شيخ اصلاحات حمايت ميکند که از سويي شعار پنجاه هزار تومان ماهانهي شيخ را از ياد نبرده و از سوي ديگر بحران اقتصادي غرب، زندگي سروش مغالطات را که در امريکاي امپريالستي و در ذيل لواي سياه بورژوازي کثيف روزگار ميگذراند، سخت در تنگنا قرار داده به هر حال، دريافت ماهي 50 دلار به عنوان ادرار هم که شده در اين وانفساي رکود و بحران از هيچ بهتر است و در مثل آمده است که "کاچي به از هيچي". خدا بده برکت!
تحليل اسلامي:
حسن رحيم پور ازغدي
اسلام پيروز است / غرب و غرب نابود است!
اتّفاقات چند سال گذشته و اصطکاک سروش با دوستان روحاني خود- اخوي رييس مجلس، حجّت الاسلام بهمن پور، حضرت آيت الله سبحاني و ... – از سويي و احتمال تکفير و ترور وي از سويي ديگر، موجب شده تا دکتر با حمايت از تنها کانديداي روحاني حاضر در صحنهي انتخابات، عينک رسوبات غربي را از باصره خود بردارد و به آغوش گرم و نرم اسلام عزيز بازگردد. و حال که از رازداني و روشنفکري طرفي نبسته، يک دمي هم خدمت دين و دينداري کند و در دفاع از روحانيت نيز چند صباحي دفتر ايام عمرش را قلمي کند که شاعر فرمود:
"عيب مي جمله بگفتي هنرش نيز بگو!"
توسعهي نامتوازن:
زيزيگولو
از آن جايي که توسعهي سياسي با توسعهي اقتصادي بايد توازن داشته باشد، شيخ اصلاحات که در ثروت گوي سبقت را از ساير کانديداها ربوده، داراي بيشترين پتانسيل براي توسعهي سياسي است که در عين حال، توازن وضعيت را نيز حفظ خواهد نمود. البتّه يکي از نقدهايي که به اين تبيين وارد شده و اتفاقاً در خور توجّه و تامّل هم هست، تذکار عدّهاي از صاحب نظران بر اين نکته ميباشد که اصولاً ايران در دولت احمدي و معجزه سبحاني توسعهاي ندارد که عدم توازن ايجاد شود! در پاسخ امّا گروهي بر اين عقيده پاي ميفشرند که حتّي اگر از توسعه سياسي و اقتصادي و فرهنگي و هنري و علمي دولت –ان شاء الله- مستعجل فعلي هم چشم و گوش و حلق و بيني بپوشيم، با توسعه زباني چه کنيم و چگونه آن را نفي نماييم؟! در اين جا ضمن تقدير از شير زن دولت نهم به خاطر اين توسعه، لکن از آن جا که در روايت آمده: استر ذهبک و ذهّابک و مذهبک، بنده در باب شئون و اطوار اين توسعه زباني بيش از اين قلم فرسايي نميکنم که در مثل آمده: "زبان سرخ سر سبز ميدهد بر باد!"
نظريهي توطئه:
دايي جان ناپلئون
"کار کار انگليسيهاست!"
سروش در واقع طرفدار پر و پا قرص و شربت مير حسين بوده و براي مصون نگاه داشتن وي از تخريب احتمالي ناشسته رويان و ناسزاگويان جناح مقابل -از فاطي شون گرفته تا پيام وابومسلم و...- در حقيقت از پشت به شيخ خنجر زده و ثابت نموده که واقعاً پدرخواندهي اصلاح طلبان است و آن هم از جنس مايکل کورلئونه! ضمناً براي اطمينان از توطئه پنداشتن اين رويه نبايد از تحصيلات پنج ساله سروش در انگلستان غافل بود!
منحني j:
جيمز ديويس
با دادن شعارهاي گزاف انتخاباتي، سطح توقّعات مردم با شيب ثابتي از شخص رييس جمهور افزايش يافته و اگر وي پس از رسيدن به مقام شامخ رياست جمهوري، اهل سازش و محافظه کاري باشد و عقب نشيني نمايد، منحني عمل به وعدهها از منحني توقّعات مردم فاصله گرفته و مردم را منزجر خواهد نمود. بنا بر اين بايد به دنبال کانديدايي بود که مرد عمل بوده و يک دنده باشد و لذا دکتر از بين شيخ و مير، شيخ را برگزيده!
و نهايتاً توصيهي انتخاباتي دکتر سروش به کرّوبي از زبان مولانا:
سالها مر خواب را گشتي اسير / يک شبي برخيز و دولت را بگير!
برگرفته از سايت آي طنز: http://www.itanz.com/2009/04/post2.php
|
+| نوشته شده توسط آتبین محبتی در دوشنبه چهارم خرداد 1388 | موضوع: |