به این خبر توجه کنید:
"...آیات اولیه سوره قمر حاكی از این است كه ماه در گذشته شكاف عظیمی برداشته و دو نیم شده است و عكسهایی كه توسط فضانوردان موسسه ناسا از سطح كره ماه گرفته شده است شكافهایی را بر روی این كره نشان میدهد كه وقوع این معجزه عظیم را اثبات میكند..."
منبع خبر: http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=934&articleID=349300

بنا ندارم وارد بحث دینی یا تاریخی قضیه شده و این سطور را در رد یا قبول اصل قضیه قلمی کنم. چرا که به اندازه ی کافی در مورد تفسیر متین متن و همین طور اقوال و اسناد تاریخی مربوطه دانش ندارم.
امّا قصدم از نوشتن این یادداشت، یادآوری یک قانون ساده ی منطقی است. افرادی که آشنایی ولو اندک با منطق دارند، به خوبی می دانند که اگر داشته باشیم:
P آن گاه Q
و Q
بدیهی است که نمی توان نتیجه گرفت: آن گاه P
به عبارت دیگر و به قول منطقییون، این همان مغالطه ی "وضع تالی" است. به بیان ساده تر اگر همان جمله ی معروف را داشته باشیم که: "اگر باران ببارد، زمین خیس می شود"، حال لبّ کلام و جان پیام این است که به فرض خیس بودن زمین، می توانیم نتیجه بگیریم که "پس باران باریده است"؟ و این جاست که حتّي یک كودك دو ساله(به فرض تكلّم!) هم می تواند بگوید که نه! شاید کسی با شلنگ آبپاشی کرده باشد! به همین راحتی، به همین خوشمزّگی، پودر کیک رشد!
از اين نكته ي فاخر و فربه هم که بگذریم، معلوم نیست که پس از تلاش های شبانه روزی فیلسوفان علم نسل سوّم و چهارم (پوپر و لاکاتوش، کوهن و فایرابند و دوستان جلیل دیگر!) چرا همچنان عدّه ای از خدا با خبر! در نیافته اندکه علوم تجربی نمی تواند حکمی را اثبات کند؟
با این اوصاف، آیا نکو تر نیست که جامی از پند چون قند سعدی بنوشیم و جامه ی منطق بر الفاظ خود بپوشیم؟
نباید سخن گفتن ناساخته **** نشاید بریدن نینداخته
کمال است در نفس انسان سخن **** تو خود را به گفتار ناقص مکن
سخن تا نگویی بر او دست هست **** چو گفته شود یابد او بر تو دست
به دهقان نادان چه خوش گفت زن **** به دانش سخن گوی یا دم مزن
|
+| نوشته شده توسط آتبین محبتی در جمعه بیستم دی 1387 | موضوع: |